زنان کوچک، جامعه متلاشی
روژان نوری
در جوامع مختلف تعریف از ازدواج متفاوت بوده ومعیاروملاک آن با جوامع دیگر متفاوت میباشد.در جوامع اسلامگرا باتوجه به رشد بلوغ جنسی بدون در نظر گرفتن رشد سنی وعقلی، فرزندان و بالاخص فرزندان دخترخویش را مجبور به ازدواج مینمایند. خانواده در جوامع اسلامی نهادی بسیارمهم برای بقای قدرت دولت میباشد. براین مبنا ازدواج پدیدهی بسیار حساس برای حکومت میباشد که آن را مقدس برمیشمارد و طبق سپاه اقتدارخویش آن را به جامعه القاء میکنند.
ایران دارای قانونی زن ستیزوآنتی دمکراسی میباشدکه تنها از زنان به مثابهی کالای جنسی و ماشین ازدیاد نسل استفاده مینماید. براین مبنا تصویب لایحهی حمایت از کودکان و لایحهی حمایت از والدین برای ازدواج فرزندان خویش درواقع سیاستی اتخاذشده در راستای اهدافشان میباشد و هیچ اقدامی عملی در راستای چارهیابی این پدیدهی غمانگیز انجام ندادهاند. باوجود تصویب این لایحه هر روز شاهد ازدواج دختران خردسالی میباشیم که ازدنیای بچگی پا به عرصهای از زندگی مینهند که با تمام وجود در چنگال بیرحمی آن قرار میگیرند وقربانی میشوند. میتوان آشکارا بر زبان راند که اعمال سیاستهای اتخاذ شده از جانب دولت نه با هدف چارهیابی بلکه با هدف تشدید نمودن آسیبها و ژرف نمودن آن در بطن جامعه میباشد.
اتخاذ چنین مصوبههایی تناقض فاحشی میباشد. از سویی لایحهی حمایت از کودکان و از سویی حمایت از والدین! این واقعیت پنهان وپشت پردهی دولت ویکی از پایههای اساسی قدرتش یعنی مجلس را نمایان میکند که چه تناقضی در گفتار و کردارشان وجود دارد.
یکی از دلایل آسیبهای اجتماعی فراوانی که امروزه جامعه به ویژه زنان با آن مواجه اند ازدواج در سنین پایین میباشد. افرادی که هنوز به بلوغ فکری مناسب نرسیده باشند نمیتوانند زندگی مشترک موفقی داشته باشند. چون انتخابها نه بر اساس اراده مشترک و پیشرفت فکری، که بر اساس الزامات دولت و جامعه میباشند و مطمئنا چنین انتخابهایی با شکست مواجه خواهند شد.
از پیامدهای آن میتوان به بیماریهای روحی و روانی، طلاق، فقر، بیکاری، فحشا،خودکشی، کودکان طلاق، خیانت و….اشاره نمود که هر کدام نیز پیامدهای مختلفی را به دنبال دارد. دلایل فراوانی برای ازدواج در سنین پایین میتوان برشمرد. از دلایل ازدواج در سنین پایین میتوان به مشکلات اقتصادی وفرهنگی اشاره نمود .خانواده که میتوان از آن به مثابهی دولت کوچک نام برد به وضعیت آنقدر وخیمی رسیده است که دیگر قادر به تامین نیازهای اساسی و اولیه خویش نمیباشد وبه شیوهای شرعی یا بهتراست که بگوییم حیلهای شرعی دختران خردسال خویش را در معرض فروش قرار میدهد.
باتوجه به وضعیت کنونی تنها راه چارهیابی برای رهایی ازچنین مخمصهای در وهله نخست بالا بردن سطح دانش وآگاهی جامعه به ویژه زنان نسبت به وقایعی که در جامعه رخ میدهد است. آگاهی از اینکه دلیل ازدواج چیست؟ آیا شخصی که چنین تصمیمی میگیرد، با ارادهای آزاد و با آگاهی از مسئولیتهای آن چنین انتخابی میکند؟
ازدواج در سن پایین نه تنها از لحاظ روحی بلکه از لحاظ فیزیکی نیز ضربات جبران ناپذیری به بدن زن وارد میکند. بیماریهای رحم، سرطان سینه و دهانه رحم و همچنین بیماریهای مزمن و بلند مدت که به دلیل عدم آمادگی بدن برای ازدواج و نیز باروری در سنین کم ایجاد میشوند بخشی از ضرباتی هستند که به زن وارد میگردند.
در ایران در نبود نهادهای حقوق بشری بینالمللی روزانه این پدیده غمانگیز تکرار میگردد و میرود که به صورت بخشی از رویدادهای روزانه و عادی جامعه در بیاید. دخترکانی که فکر میکنند زندگی مشترک همانند بازی کردن باعروسکهایشان است، وقتی با واقعیتی متفاوت روبرو میشوند که دیگر دیر شده و راهی برای برگشت و کسی که از آنان پشتیبانی کند وجود ندارد!
برای جلوگیری از چنین رویدادهای تلخی باید بستر فرهنگی مناسبی ایجاد کرد و با اطلاعرسانی و فرهنگسازی این نقشههای شوم را که علیه زنان انجام میگیرند باطل نمود. این مطلب را با ذکر جملهای که از گذشتگان نقل کردهاند به پایان میبرم و آن اینکه: دخترانتان را قبل از اینکه چشم و گوششان باز شود به ازدواج مردی درآورید! به این میاندیشم که باز شدن چشم و گوش دختران چه خطری برای دولت و ذهنیت مردسالار حاکم بر آن خواهد گذاشت که آنقدر از آن هراس دارند؟؟؟