دو روی سکه صیغه
ازبدو آفرینش انسان تا کنون ازدواج وارتباط مابین زن ومرد جهت ادامه نسل وبقای خویش بوده است. با گذشت زمان و پیشرفت بشرازلحاظ فکری سطح زندگی، شیوه شکل گیری خانواده وازدواج انسان شکلی نو به خودگرفته است. کم کم رابطه جنسی تبدیل به راهی جهت پاسخگویی به غرایض جنسی انسان شد و این انحراف در سیر تاریخ عمیقتر گشت.
در بسیاری از ادیان برطرفکردن نیازجنسی از حقوق اولیه مرد به شمار رفته و وظیفه برآورده کردن این نیاز بر دوش زن گذاشته شده است. به صورتی که ازدواج، حق ازدواج، زمان و سن ازدواج ، شروط و بندهای آن که باید همچون پیمانی مابین زن و مرد جهت زندگی مشترک و باهم بودن بسته شود، از طرف مرد تعین میگردد.
در آیین اسلام ازدواج نیمی از ایمان دانسته میشود و حق انتخاب مختص مرد بوده و زن موظف به پاسخگویی به نیازهای همسرخویش میباشد. احکام و قوانین ایران باعث به وجود آمدن پدیده های اجتماعی مخرب وبحرانهای روحی و اخلاقی در سطح زندگی جامعه شده، به صورتیکه با ترویج ذهنیت جنسیت گرایی در جامعه و بالا رفتن اشتیاق به نیازهای جنسی که به شکلی روزانه در آمده ودر جدول نیازهای اولیه انسان جای گرفته است، زن را همچون کالای جنسی و ارزان در اختیار مردان جامعه جهت رفع نیازهای جنسی قرار داده است. بدون هیچ مسئولیت و ارزش انسانی، صیغه همچون راهی مشروع و همراستا با منافع مردان که با الهام از احکام شیعه در قوانین اساسی ایران جای دارد، بیشتر در مراکز علمی روحانیون و آموزش طلاب، از طرف افرادی که در سطح روحانیت و علما میباشند، مشروع میگردد.
صیغه چیزی جز خودفروشی شرعی نیست وتبدیل به راهی جهت خرید و فروش موقت زنان و دختران نوجوان و جوان وابزاری برای سرگرمی ولذتهای نفسانی مردان حریص و جنسیت گرای جامعه شده است. زنانی که به صیغه های موقت در آورده میشوند همچون کالای جنسی در زمانی مشخص شده در اختیار مردانی که با قیمتی معین آنان را خریداری کردهاند قرار میگرند وهیچگونه مسئولیت و تعهدی از جانب مردان و قانون جمهوری اسلامی ایران در قبال این زنان مشخص نشده است.
زنان در این شرایط با مسائلی نظیر بیماریهای خطرناک مقاربتی، فیزیکی، روحی، خشونت جنسی وحتی بدتراز آن بارداری روبه رو شده وبدون حمایت میمانند که در بسیاری مواقع مجبوربه سقط جنین شده یا تنها وبدون هیچ گونه حمایتی مجبور به دنیا آوردن فرزند خویش میشوند. بچه هایی که ازاین طریق به دنیا می ایند از دیدگاه جامعه نامشروع دیده شده، و چنین زنانی با تمامی ضربات وتخریبات روحی و فیزیکی در جامعه روبرو شده و به عنوان فاحشه روبروی برخوردهای خشن وتند ذهنیت جنسیت گرا و دگماتیک جامعه میشوند.
صیغه های یک ساعته یک روزه یا چند ماهه و….. که به عنوان ازدواجهای موقت شرعی ، مشروع وسالم تلقی شده، زن را همچون کالای یک بار ویا چند بار مصرف در اختیار مردان قرار داده و دختران نوجوان وزنان بیوه ای که بیشتر به دلایل اقتصادی به صورت شرعی دچار خود فروشی شده دچار لطمات جبرانناپذیری میگردند. از طرفی دیگر مردانی که با وجود اینکه متأهل هستند، این مسئله را همچون حق قانونی خویش دانسته و به تحت نام قانون به زنان خود خیانت میکنند. این وضعیت به معضلی اجتماعی و اخلاقی تبدیل گشته و تحت نام قانون و شرع، فحشا در جامعه ترویج داده شده و به آن مشروعیت میبخشند.
زنان قربانیان این وضعیت بوده و در پارادوکس جنسیتگرایانه جامعه از سویی به عنوان کالایی برای ارضای غریضه جنسی مردان به کار برده میشوند و از سویی به مثابه فاحشهای به آنان نگریسته میشود.