پیشاهنگان تاریخ که بودند؟
نسرین احمدی
بشریت شاهد دورانهای مختلفی ازتاریخ بوده که هر کدام ذهنیت واهداف مخصوص به عصر خویش را داشته ونامی که برآنها گذاردهاند، سرنوشت تاریخی ومسیر زندگی انسان را رقم زده است که بنا به آن انسان به طریقه ای از زندگی خوی گرفته است. اعتقادات آنان همراه با اندیشه و افکارشان شکل گرفته و کم کم تبدیل به رفتارهای شخصی شده و آهسته از شخص به جامعه انتقال یافته و قالبهای ذهنی اجتماعی فرمی مخصوص به دوران خویش را به خود گرفته است.
بعد از دوران جامعه طبیعی، اسطوره(متولوژی)، باورداشت، ادیان و فلسفه مهر خویش را بر تاریخ بشری زدند و تأثیرات هرکدام تا بحال بر انسان در هرگوشه و کنار جغرافیایی که در آن به نام کره زمین در حال زیست بوده، قابل مشاهده میباشد و حتی همچون گنجینهای از دیرینه تاریخی از آن یاد میشود.
در هر کدام از این دورانها، ذهنیتی جهت اداره و مدیریت اجتماع و انسانها با اهدافی معین حاکم بوده است. از طرف عدهای که سران جامعه یا طبقه فرادست و حاکم نامیده شدهاند، اجرا و بر جامعه تحمیل گشته است و برای پیاده کردن ذهنیت خویش بر جامعه نیازمند پیشاهنگی جهت به انجام رساندن اهداف و پروژههای سیستم خود بودهاند.
زنان که نیمی از جامعه بشری را تشکیل میدهند، بعد از جامعه طبیعی و با بهروی کار آمدن دولت سومری و تخریبات اجتماعی و تبعیضهای جنسی، همچون جنس دوم جامعه، موجودی به نام دیگری یا کمتر از مرد نام نهاده شدند، و در این دورانها برخلاف نقش پیشاهنگ و جایگاهی که در جامعه طبیعی همچون الهه و مدیر عادل جامعه داشته و نظم و پرورش جامعه را بر عهده گرفته و بسیاری از کشفیات و اختراعات اولیه انسان را جزو کارنامه خویش رقم زدهاند، این بار از الهه بودن و مدیریت جامعه به موجودی ابزاری و کالایی پر رونق در صحنه بازار تجاری عصر کنونی جهت انباشت پول و سرمایه و اقتدار بر جامعه تغییر نقش یافته و هیچگونه نقشی در مدیریت اجتماع و پرورش جامعه نداشته و تنها همچون ابزاری مدرن جهت به استثمارکشاندن جامعه و انسانها و گرفتن اراده و اختیار مستقل از آنان به کار گرفته میشود.
همچون افساری است که با آن انسان، جامعه، آینده انسان و جامعه بشری را تسخیر کرده و رام کردهاند. زن در این دوران نقش پیشاهنگ جامعه را برعهده دارد، اما تبدیل به ابزاری جهت بیاراده کردن جامعه شده است. از جایگاه الهه به ابزاری مدرن، کالایی فَروشی و وسیلهای جهت انباشت سرمایه در دوران ذهنیت کاپیتالیزم یا سرمایهداری تبدیل گشته است.
زنانی که در مرحله ادیان و باورداشتها، موجودی تحریک کننده و عامل اصلی گناه شناخته شده و با دیدگاه جنسیتگرای جامعه زیر سلطه ذهنیت حاکمه با شدیدترین محدودیتهای فردی و عدم اراده روبرو شدهاند، در دوران عصر مدرن و تکنولوژی تبدیل به کالایی فروشی شده که با روشهای مختلف نقش پیشاهنگ سیستم حاکم را عهدهدارند.
زن با تبدیل شدن به مانکن در بوتیکهای تجاری و مدلی در دنیای فشن، به ابزاری جهت فروش تولیدات مدرن و به روز دنیای سرمایهداری و تجار تبدیل شده و با پیشبرد ذهنیت جنسیتگرایی در جامعه مخصوصا در جوامع جهان سومی که تبعیض جنسی و محدودیتهای ارتباطی در آن جوامع به نهایت رسیده، همچون وسیلهای است جهت رفع نیازهای جنسی و زمینهای برای گسترش فحشا در سطح جوامع و همچنین نیرویی فعال و سرگرم کننده در رسانههای امروزین و تأمینکننده لذتهای نفسانی و دنیایی پوچ و بی ارزش جوانان و مردان جامعه. با استفاده از زن، آینده، هدف، فکر انسان، جامعه و مخصوصا خود زن را رو به نابودی کشانده و جامعه کاملا به مستعمره تبدیل گشته واین ذهنیت بر جامعه تحمیل شده است.
جامعه انسانی از دورانهای پیشین یا تشکیل اجتماعات اولیه تاریخ تاکنون نیاز به عدهای مدیر یا افراد با تجربه و خبره جهت اداره و جهتدهی به زندگی و چهارچوب اجتماع انسانها داشته و بدون مدیریت، امکان برقراری نظم، پیشرفت در مسیر زندگی و برقراری ارتباطی سالم میان انسانهای اجتماع غیرممکن بوده و میباشد.
حال سؤالاتی که ذهن را مشغول میکنند، درواقع اینکه این افراد خبره و مدیران کارآمد آیا بزرگان، افراد ریشسپید، مردان یا زنان بودهاند؟
چه کسی توانایی انجام مدیریتی در هر مرحلهای از تاریخ را داشته و قادر به اجرای مسئولیتی در سطح اجتماع بوده است؟
حقایق آشکارگشته تاریخی متعلق عصر جوامع طبیعی، این فاکتور را به ما نشان میدهد که در این دوران، اجتماع به دور زن یا مادر شکل گرفته و نقش، مسئولیت، مدیریت و پرورش جامعه را بر عهده داشته و زنانی که مادران اجتماع بودهاند، در دوران نوسنگی(نئولتیک) توانستهاند نقش پیشاهنگ در عرصه مدیریت و پرورش جامعه را اجرا کنند و مهر خویش را بر صفحات پنهانی تاریخ برجای بگذارند.
زن که قابلیت وتوانایی پیشاهنگی درسطح مدیریت جامعه را دارا بوده وتوانسته جامعهای توأم با عدالت وبرابری برقرارسازد. باگذشت زمان، به جای پیشرفت، با حملات ایدئولوژیکی و ذهنیتی اقتدارگران روبرو گشته و از لحاظ شأن و منزلت و جایگاه اجتماعی و پیشاهنگی، سقوطی چشمگیر داشته و همراستا با سقوط زن یا با پیشاهنگی وی جامعه و انسانیت سقوط کرد.
در نهایت این خود زن میباشد که قابلیت و توانایی دوباره ساختن جامعهای آزاد و گسستن قیدوبندهای بردگی و استعمارگری اقتدارگران را دارد و از همه مهمتر میتواند جایگاه اجتماعی ومدیریتی خویش را یافته و زمینه شرایط عادلانه زیستن را فراهم سازد.