کودک همسری
حقوق زنان یکی از مهترین رشتههای حقوق بشروموقعیت حقوقی زنان درهراجتماعی بهترین شاخص وترازبرای سنجش جایگاه حقوقی بشر درآن اجتماع است.به عبارت دیگراگرزنان در کشوری وضعیت مطلوبی داشته باشنداین امرنشانه پایبندی حکومت به موازین حقوق بشربوده ومسلماموارد نقض حقوق بشردرانجا اندک قابل اغماض است. متاسفانه سابقهی طولانی خشونت علیه زنان درجوامع انسانی به یک معضل تبدیل شده است، واین حتی درجامعههای به قول پیشرفته نیز وجود دارد وسابقهای به طول تاریخ داردودرادوارگذشته تابه حال به روشهای گوناگون ادامه داشته است واین دردههها وسالای اخیربه شکل خشونت مدرن اشکال نوینی به خودگرفته است وآسیبهای مخربی برای جامعه بشری ونهادهای ملی ودولتی به بارآورده است تاجای که رفع مشکلات جامعه درگرو این میباشد.
این خشونتهااغلب از منزل، کوچهوخیابان شروع وبه اشکال مختلف مثل توهین،هتک،حرمت،ازدواج زودهنگام ،استثمارعاطفی وجنسی درمنازل ومحل کار،طلاق ،تبعیض وآزازجنسی ،سلب حقوق شهروندی ودرپایان منجر به خودکشی به روشهای گوناگون میگردد.این درحالی میباشد که هیچ مرجع قضایی وقانونی ازحق وحقوق آنها دفاع نمی کندوآنها رامحکوم به ادانکردن حق همسری درمقابل میکندواین اتفاق درتمامی اقشاروطبقات جامعه اتفاق میافتد،وبنا به شرایط گوناگون نحوهی عملکردآن نیز فرق خواهدکرد.
رسانههای اجتماعی ونهادهای فعال حقوقی هیچ وقت نتوانستهاندازآن مسولیتی که درپیامدهای ناشیاز این رفتارهادرقبال این مسائل راعهدهدارشده،جوابگوباشندوبیشترمواقع کم کاری وکوتاهی میکنند.فقر، اعتیادوبسیاری دیگر ازعواملهای، اجتماعی بوجودآورندهی کودک همسری میباشدوقوانینی برای جلوگیری ازازدواجهای زودهنگام تنها برروی کاغذمانده است .دراین زمینه هیچ کمکی به نهادهای حقوقی واجتماعی نمیکند جامعهی مردسالار بدون ظرفیت، راهش دراین مسیر باز میباشد وهیچ گونه ضمانتی برای ممانعت ازکودک همسری نداردوبنا برسنتهای اجتماعی وخانوادگی وبا اعتقاد حفظ آبرو ومنفعتهای شخصی باعث بربادرفتن وسوختن آرزوها وزندگیهای میگردد.در ایران این آسیبهای اجتماعی ومخرب ازطرف جامعهای سنتی مورد تایید قرارگرفته است وبا توجه به فعالیتهای مدنی، روزانه حاکمان دولت وحتی خانواده ها درقبال آن ساکت ماندهاند ودر قبال آن هیچ گونه فعالیتی انجام ندادهاند.
ازدواجهای سنین پایین بعد از چند سال به کج روی منجر میشودوفقدان روابط عاطفی در میان زن ومرد باعث خشونتهای فیزیکی، افسردگی، خودزنی وخودکشی زنان میگردداین پدیده به هردو طرف زیان وارد میکندولی متاسفانه واقعیت جامعه این راثابت کرده است که این پدیده برای دختران بیشتر آسیب پذیرتر وخطرناکتر میباشدوباعث طلاق، بیوهگی درسنین پایین، سوءاستفاده جنسی از دختران، تداوم چرخهی فقر،افزایش انواع بیماریهای جسمی، جنسی ،روحی وکودکان بی سرپرست شده است.ذهنیت مردسالاری همیشه تهاجمهایی بزرگ راعلیه زنان ازقبیل ،مبدل گردانیدن زن به برده خانگی ،اورابه عنوان یک ملک مطلق شناختن از همان دوران کودکی می باشدوهمچنین ازاوبه عنوان ابزار تولید مثل وعامل تداوم نسل بشراستفاده نموده وخودراصاحب اومیداند.برطرف سازی وعدم آگاهی که درمورد زنان وجود داردمستلزم یک تلاش وکوشش روشنفکرانه ودرهم شکستن ذهنیت حاکم مردسالاراست .
دراین زمینه برای پیشگیری از این عمل ناشایست وغیر اخلاقی نیاز به تلاش وفعالیتهای بی وقفه میباشد سن قانونی ازدواج بستر وزمینه سازیهای فرهنگی وآموزشی برای خانوادهها، مسولیتپذیربودن واشخاصی که میتواننددراین زمینه تاثیرداشته باشندوهمچنین اطلاع رسانی های همه جانبه دررسانهها وفضاهای اجتماعی وحمایتهای قضای وقانونی وممنوع کردن این نوع ازدواجها حتی به طور غیر رسمی وثبت وپذیرش آن درجامعه همچون فعالیت وتلاشی جهت مبارزه وحل چنین مسائلی میباشد.
ازمیلادقبادی