انقلاب نوسنگی

2019-03-26 انقلاب نوسنگی،

انقلاب نوسنگی

درشرق مدیترانه و درقوس توروس – زاگرس درحدود یک میلیون سال قبل، تجمع گروه‌های انسانی به وجود آمده بود. این منطقه که تاریخ‌نگاران آن را هلال طلایی خوانده‌اند، به دلیل برخورداری ازشرایط مناسب آب وهوایی وغنای گونه‌های گیاهی و حیوانی، محل اسکان جمعیت بوده است. انسان ها ازاین منطقه به چهارسوی دنیا پراکنده شده‌اند. وجود شباهت ژنتیکی میان انسان‌های اروپایی و آسیایی دال برصحت این نظریه میباشد. هلال طلایی بیشتربه اراضی مابین رودخانه‌های دجله وفرات اطلاق می گردد و نام تاریخی آن بین النهرین (مزوپتامیا) می باشد که نقطه آغاز تشکیل جوامع ابتدایی خاستگاه اصلی تمدن است. با پایان یافتن آخرین دوره یخبندان در حدود ۲۰هزار سال قبل و به‌وجود آمدن شرایط اقلیمی مرطوب وبارانی به جای اقلیم سرد وخشک درحدود ۱۵تا۱۲هزار سال پیش، زمینه تأسیس جامعه میان‌سنگی به وجود آمد. شواهد دوران میان‌سنگی دراین منطقه به وفور قابل مشاهده است.

پیشرفت های اجتماعی ارتباط نزدیکی با شرایط آب وهوایی دارند. بابه وجود آمدن خشکی آنی هوا درحدود ده هزار سال قبل، دوران انقلاب نوسنگی ( دوره سنگ صیقل یافته ) آغاز گردید. قبل از آن، دوره شکار وجمع‌آوری میوه‌ها وجود داشت. آثار جامعه نوسنگی که کهن‌ترین مدارک تاریخی کشف شده تاکنون میباشند، در قسمت های شمالی دجله وفرات قابل مشاهده است. ماهیت اصلی انقلاب نوسنگی، انقلاب روستانشینی میباشد که میتوان آن را دوران آغاز زراعت واهلی کردن حیوانات نیز نامید.

حفاری‌های انجام گرفته در دیاربکر، ارگانی، چایی ونی، (رودخانه کوته )، باتمان، (رودخانه خالان) و اورفا وسیورک (نوالا چوره) نشان می دهند که قدمت سکونت دسته جمعی در این مناطق به حدود  ۱۰هزار سال قبل برمی گردد. در قسمت‌های زیرین تپه‌های خاکی این مناطق، اولین روستاهای دوران نوسنگی، گوند، یافت شده‌اند. درزبان کردی گوند به معنای روستا می باشد . در زبان لویی ها – یکی ازاقوام آسیای صغیر جزو خانواده زبان آریایی – گوند به معنای سرزمین‌های مرتفع است. گوند‌وانا بعد‌ها به کردین ودرسده های میانه درزمان سلجوقیان ایران به کردستان تغیر نام میابد. با نگاه به تپه‌های خاکی فراوانی که امروزه نیز دیده می شوند، میتوان گفت انقلاب نوسنگی در این منطقه به طوری گسترده وموثر به وقوع پیوسته است. در هیچ جای دنیا نمیتوان محل‌های سکونت دسته‌جمعی که دارای چنین قدمتی باشند را یافت.

دراین انقلاب ،بین‌النهرین و هلال طلایی مرکز تمدن وخاستگاه اولین الهه‌ها بوده است. این سرزمین‌ها جایگاه اولین کشتزارها، اولین آشیان‌ها و اولین سکونت‌گاهها بوده است. بعد از عصر نوسنگی تاکنون هیچ کس به اندازه ساکنان این سرزمینها، آزادانه نیاندیشیده، نیافریده، عشق نورزیده وزیبایی نیافریده است. جامعه تحت پیشاهنگی زن در فاصله سالهای  ۱۰۰۰۰-۴۰۰۰۰ ق.م دراین منطقه وجود داشته است. زن در عصر نوسنگی دراین منطقه زندگی یکجانشینی، زراعت (کشت، داشت وبرداشت)، پرداختن به هنر، علم وپزشکی را برای نخستین بار آغاز کرده و رفته رفته به سایر مناطق دنیا انتشار داده است. فرهنگ زن وتکوین خلقی دراین مرحله ودرهمین مناطق آغاز شده است. زنان دراین سرزمین‌ها اولین خالقان صلح وزندگی اجتماعی بوده اند. زیرا سرشت زن ، خواهان صلح است واز لحاظ فکری هم عقب مانده تر از مرد نیست. حتی دراین مرحله ، زن ازلحاظ رشد فکری وتولید درموقعیتی پیشرفته‌تر از مرد قرار داشته است.

قابلیت تغذیه، پرورش، نگهداری و آموزش زنان باعث شده تا ازاستعداد تغییرخوی وعادات حیوانات واهلی کردن آن‌ها برخوردار شود. زن بابهره گیری از قابلیت‌های نگهدای از کودکان واحساسات انسانی‌اش درمورد حیوانات و گیاهان، برای رفع نیازهای گروه در فعالیت‌های تولیدی ازاین جانداران استفاده نموده است. همانگونه که ازکودکان محتاج خود نگهداری می کرد، همان رفتار را با نوزاد حیوانات نیز داشته وازفراورده های آن ها استفاده نموده است. حیوانات اهلی شده را درامور زراعتی به کار گرفته ومحصول بیشتری به دست آورده وبرای اینکه این محصولات را به حالتی قابل خورد درآورد ، از آتش استفاده کرده است.

پی بردن به فواید آتش از سوی زن- که انسان قبلا از آن ترس و وحشت داشت- ریشه پیشرفت‌های صنعتی امروزی را تشکیل می‌دهد. زیرا با استفاده از نیروهای طبیعت برای اولین بارازطریق کشف آتش، انسان برطبیعت حاکمیت پیدا کرد. زنی که از مدت‌ها قبل آتش را برای پخت وپز به کار گرفته بود، رفته رفته دانش استفاده ازآن را درساخت ابزار و وسایل مختلف پیشرفت داد. در دوران نوسنگی که ازاستفاده از خاک، آب ، وشاخه‌های گیاهان به صورت طبیعی صورت می پذیرفت، بعدها زن با تولید ظروف سفالی وظروف مقاوم دربرابر آب وآتش، فرهنگ آشپزی را پیشرفت داده است. درکنار درک ویژگی‌های خاکی که در ساخت ظروف آشپزی به کار میرفت، بازساخت خانه‌هایی از خاک وچوب، کلبه‌هایی ابتدایی را به حالتی مناسب زیست درآورد. با گذشت زمان، کلبه‌های جدید ساخته شده از خاک که درمقابل شرایط اقلیمی مقاومتر بودند، با استفاده از ویژگی‌های گرمایش ونوربخشی آتش، به ساخت خانه‌هایی وسیعتر و دارای ویژگی‌های معماری گذر کرده است. انسان‌های نخستین جایگاه سکونت خویش را با استفاده از گرمای آتش بزرگتر نموده وزمان تولید را با استفاده از نور آن افزایش داده‌اند.

گروه های انسانی درکنارمنابع آب، تحت پیشاهنگی زن با فرهنگ پاکیزگی وآبیاری آشنا شدند. زن بنابر ضروریات ساختار زیست شناسی‌اش ، عادات پاکیزگی با استفاده ازآب را نخست برای خود وکودکش وسپس به اطرافیان انتقال داده وبه صورت فرهنگ پاکیزگی برای ما به میراث گذاشته است. همچنین استفاده ازآب درسایرعرصه‌ها رانیز یاد گرفته و امکان استفاده ازمنابع زاینده آب، به دنبال کشف  روشهای حفظ ضریب تولید محصولات بوده و درنتیجه آن، ساخت بنداب، کانال و… درآن زمان- که تاکنون با روش‌های جدید مهندسی سازه بدان دست یافته اند- توسعه داده وخاک را ازخشکسالی وسیلاب حفظ نموده است.

صنایع بافندگی و ریسندگی نیز درهمان مرحله از سوی زن پایه ریزی شد زن از الیاف گیاهان مختلف استفاده کرده است ورفته رفته صنایع ریسندگی را به کارگیری انواع وسایل توسعه داد. پشم حیوانات اهلی شده را با استفاده از دوک های چوبی ریسیده ودرتهیه پوشاک استفاده کرد وشروع به بافتن لباسهای گرم برای فرزاندش نمود. همراه با اینها ، پوست حیوانات شکارشده ازسوی مردان را با انجام عملیات هایی به صورتی قابل استفاده در آورد. راه تهیه انواع پوشاک ، کفش ، وسایل آشپزی، و وسایل حمل ونقل وغیره را فراگرفته وتنوع زیادی به فعالیت های تولیدی بخشید.

در کنار تمامی اینها ،از اوایل این مرحله وپس ازکشف آهن، نحوه رسیدن به بیش ترین محصول را فراگرفت. به موازات پیشرفت وسایل وابزارهای جدیدمورد استفاده درامور زراعت ، فرصت زمانی زیادی بدست می آمد که با استفاده ازآن، امکان تحقیق وتمرکزبرروی جزئیات فاکتورهای موثر درامر تولید برا زن فراهم می شد. محصولات دوره ها ی اولیه بتدریج شکل پیشرفته تری یافته وبا استفاده از هنرهای دستی ، ظرافت بیشتری به خود می گرفتند.

در دوره های پیشرفت دهنده ی عصرنوسنگی، مرز میانگین عمر انسان ها در سایه ابزارهای تکنیکی بسیار پیشرفته در مقایسه باگذشته ونیزمشارکت کامل کننده مرد درامر تولید، افزایش چشمگیری پیدا نمود. قبلا به  دلیل صرف نیروی فوق العاده برای مقابله با طبیعت وحشی ونیز مرگ ومیر ناشی ازجنگهای رقابت در درون گروه مردها، عمر انسان بسیارکوتاه بود.مرگ های زود رس ، امکان انتقال تجارب حاصله به نسلهای بعدی را ضعیف نمود. افزایش طول عمر و ساخت فناوری های پیشرفته تولید، نیاز به استفاده از نیروی انسانی را کاهش داد. این امکان همراه با فاکتورزمان ، امکان ایجاد ظرافت هنری در محصولات بدست آمده برای زن را فراهم ساخت. در حالیکه دراوایل تولید صرفاً به منظور رفع احتیاجات روزانه صورت می پذیرفت ازاین پس، نوعی زیبایی شناسی عالی در دادن جلوه ای مطلوبتر در تولید محصولات لحاظ شد. زن با استفاده ازرنگهای موجود در ریشه گیاهان ومواد شیمیایی موجود درگیاهان مختلف، هنرهای ظریف تزئینی راپدید آورد. در دوره های بعد از عصرنوسنگی، زن با استفاده ار این تجارب برای کست زیبایی بیشتردررخسار خود، پیشرفت فوق العاده ای در ساخت وسایل آرایش وترئینات بوجودآورد.

همراه با این تحول تدریجی که در اثنای اندیشه های تولید ومحصولات بوجود آمد، زن به مهارت وقابلیت دست یافت، همچنین دررفع بیماری ها از گیاهان استفاده نمود. زن توانست به شیوه ای بسیار دقیق وجزئی ویژگی های تک تک گیاهان وتاثیرآنان برروی انسان را شناسایی کرده وازگیاهان، علفها وریشه ها درمعالجه بیماری های مختلف ودفع برخی ازحیوانات وحشرات مضر استفاده نماید.همچنین توانست امکان بسربردن انسان در سلامتی بیشتروطولانی تر شدن عمراو را بیش ازپیش فراهم آورد.

زن قبل از انقلاب نوسنگی در دورده ای که هنوزبصورت گروهای مادران زندگی می کرد، با استفاده ار ارتباطاتی که درنتیجه شرایط مشترک زندگی درون گروه فراهم شده بود، یک نظام سیستم صوتی متشکل ازصداهای ابتدایی را بوجود آورده بود. این سیستم ارتباطی درجریان پیشرفت های فراوان دوران نوسنگی به یک زبان پیشرفته تر محاوره ای تبدیل شد. زیرا زبان پدیده ای است که از نیاز به برقراری ارتباط بین انسان ها در جریان فعالیت های تولید ونیزدر وبدل افکارواحساسات میان آنها پدید می آید.از این لحاظ ، ظرافت های هنری حاصل ازفرایند تولید- درنتیجه فراوانی ارتباطات وهمچنین رشد فکرو احساسات دردوره های پایانی این عصر، باعث رشد ادبیات شفاهی ونتیجتا رشد شعر، ادبیات، نقاشی، مجسمه سازی وسایرهنرهای زیبای تجسمی درخدمت انسانیت شد. مادران ، اولین شکل روابط اجتماعی را درکلبه های مشترک توشعه داده واولین ها عادات اجتماعی واحساسات را به دست آورد وحتی اولین باربه یکدیگرعشق ورزیدند. مادران این عشق واحترام را رفته رفته در این کلبه ها که اشیان روابط مشترک بود، به جنس مرد وسایرجانداران انتقال داده ودرنتیحه آن روابط اجتماعی گامی به پیش نهاد وبدین شکل به نظام اجتماعی نوسنگی گذرا کرده است. طرزفکر دوران نوسنگی که بیانگر دستیابی به یک نظام اجتماعی پیشرفته تراست، ساختاردینی نیم حیوانی وتوتم پرستی است. قبیله، واحد اساسی اجتماعی بود واهمیت عضویت درآن به لحاظ تفکیک وتعیین هویت ظهورمی یافت. ویژگی پیشاهنگی ومبتکرانه مادر دردرون قبیله چشمگیرو مشخص بود. برخی ازجاندران ، حیوانات اهلی وگیاهان در مقایسه باکل موجودات دیگر، بهترشناخته شده وبیشتربه آنها احساس نیاز می شود. به عبارتی اهمیت بیشتری برای روح این موجودات قایل می شدند. بازتاب این شرایط در ساختار فکری بدین صورت بود، ایفای نقش الهه مادراز سوی زن دردوران مادر سالاری وتجلی خدایی هریک ازحیوانات، گیاهان واشیای دارای اهمیت برای هر یک از قبایل ازطریق توتمی خاص سمبلیزه می شد. توتم، بیشتر بیان سمبلیک قبایل بوده وازمفهوم کامل خدا به دور بوده اما سایرمظاهرهمگی به خدا تبدیل می شدند و دررأس همه آنها، الهه مادرقرارداشت زیرا زن ، موسس، خالق، نیروی زاینده وحافظ جامعه جدید بود.

در طرزفکر وساختار ذهنی دوران نوسنگی نوعی اندیشه انسان- خدایی حاکم بود که برجنس ماده متکی بوده وبا توجه به اهمیت ترتیبی کلیه موجودات دارای اهمیت برای جامعه ، آنها را به خدا تبدیل می ساخت. ساختار ذهنی واعتقادی مبتنی برالهه مادردر هرسطحی وجود داشت وبرای اولین با راله مادر تحت نام “سترک” ویا “ستار” در هلال طلایی به آسمان ها اعتلا یافته وجاودانه گشت. گروه های انسانی که تحت پیشاهنگی زن – به سبب نقش فراوانش درفرایند تولید- ازحالت گروه های وحشی جمع آوری کننده وبه زندگی یکجانشینی گذارکرده بودند، حاصلخیزی و برکت خاک رابا ویژگی زایندگی وتولید کنندگی زن هم ارزدانسته اند.هرچیزی که ماده ودارای خصوصیت زایندگی بوده را دروجود زن مقدس شمرده و برخورداری آن از یک نیروی پنهانی فوق العاده اعتقاد داشتند. خاک در راس این مقدسات قرار داشته و با زن یکی انگاشته شده ودرذهنیت انسان ها، اعتقاد “خاک مادر” جای گرفته بود. توانای خاک مادر در نوشدن ومحصول دهی دوباره را به نیروی پنهانی ومقدس الهه مادرارتباط  می دادند.

زیرا خصوصیت بازآفرینی مداوم ” خاک مادر” ویا “طبیعت مادر” را همانند “الهه مادر” مشاهده کرده وانسان ها به شیوه ای غیر قابل تصوربا دیده الهه با زن برخورد کرده وبانشان دادن عشق واحترام ، شروع به پرستش آن نمودند. الهه مادردراین نظام اعتقادی که زن درآن مرتبه خدایی رسیده بود، همواره خود را باز آفریده و به تولید پرداخته است. الهه هایی که بدین شیوه ایده آلیز شده بود، مجرد نمانده و در روی زمین و در میان مادران، همچون حافظ گروه های انسانی متظاهرمی شد. دراین دوره، پرستش های دینی با غالبیت اله های توسعه یافتند. زن غالبابه شکل ستارگان وماه نهادینه می شد.اما بیشتر به عنوان مادر طبیعی نیروهای محلی دارای اهمیت فوق العاده ای بود. درمناطق سکونت این دوران ، مجسمه های کوچک پرشماری که می توانیم آن ها را الهه های مادر نیز بنامیم ، وجود دارند. زن که با رنج خود ، زراعت واهلی کردن حیوانات را پایه گذاری کرده وزاینده کودکان نیزبوده است، درتاریخ ازبیشترین قداست برخوردار شده است. ازلحاظی ، نیروی خالق زندگی است. مادر ، خاک وطبیعت است. تجلی الهه زن ، بعنوان نیروی کاشف محصولات طبیعت، گیاهان ودرختان ، بنابه خصوصیت طبیعی وی مفهوم عمیقتری می یابد. اهمیت فوق العاده افزآینده زن-مادر، راهگشای برتری یافتن قسمی وی در مقابل مرد می گردید.

موقعیت جنس مرد که تحت قوانینی مختلف همزمان با انقلاب نوسنگی زن در درون گروه های زنان پذیرفته شد، به صورتی بو که کامل کننده نقش فعال زن در فرایند تولید باشد. مرد درمرحله نخست باکمک ویادگیری از زن شروع به کار برروی خاک نمود. یعنی مرد بنا به اعتقاد به قدسیت زن،  امورزراعت وسایرفعالیت های تولیدی را ازوی یاد گرفته است . مرد در دوران نوسنگی به دلیل اعتقاد به ارتباط حاصلخیزی خاک بانیروهای پنهانی زن ، نسبت به موقعیت درجه دوم خود هیچ گونه اعتراضی نداشته، به تجارب زن احترام گذاشته وتلاش چشمگیری برای فراگیری تمام استعداد و قابلیتهای زن ازخود نشان داده است. درواقع ، دراین دوره ، مرد تازه پذیرفته شده به درون گروه ، بیشتردرکلبه ها ودرمیان گروهای قبیله – طایفه ای با اصالت مادری، به سربرده ونقش ومحدود به محافظت در برابر حملات وحشی ورفع برخی ازاحتیاجات گروه ازطریق شکارونیز یاری رسان به روسای زن، در عرصه های خدمتگزاری وتولیدبوده است. بدین شیوه ، بابکارگیری خصوصیات سلطه جویی ، رقابت طلبی وهجوم برنده مرد در امورمفید برای گروه ، نقش مثبتی اعطا نموده . این خصوصیات مرد را درچارچوب تابوها وتوتم ها به کارهای چون شکار، برقراری امنیت اجتماعی وسایرنیازهای اجتماعی کانالیزه نمود. جنس مردکه شروع کسب خصلتهای انسانی وصلح جویانه برای یاری رساندن به زن درفعالیت های تولید وامورزندگی یکجانشینی نموده بود، توانست پیشرفت های قابل توجه ای در ساخت وسایل وابزارهای تولید به وجود آورد.

بازتاب انقلاب اجتماعی نوسنگی که رفته رفته باعث پیشرفت مشارکت همگانی شد، درروابط بین جنس ها وتعیین شکل روبط در درون قبیله و طایفه، منجربه پیدایش سازماندهی هایی جدید گشت .دراین دوره که قانون ازدواج برون گروهی اعتبار داشت، اصتلاح وساختار خانواده هنوز شکل نگرفته بود.اما بنابه نظام جنسی ای که می توانیم آن را ” ازدواج بومی مادر”  اصطلاح ازدواج نبایست درمعنای امروزی آن درک شود- بنامیم، زن پس از ازدواج در طایفه خود باقی مانده ومرد ازطایفه خود جداشده وجذب طایفه او می گردید. مرد که می توانیم دراصطلاح امروزی اورا “داماد سرخانه” بنامیم، از سوی مادران پس از موفقیت در آزمون های مختلف در فعالیت های تولید انتخاب می شد. زیرا مردی که جذب طایفه زن می شد می بایست مطابق قوانین ومعیارهای آنان رفتارنماید.این مرد هنوزبه عنوان پدرفرزاندن زنی که با آن زندگی می کرد به حساب نمی آمد. زن در برابر کودکان مسئول بوده ومرد برادر زن انگاشته می شد. زیرا به اصطلاح امروزی ،شوهر هیچ ارتباط خونی و شیری بااعضای طایفه نداشت. به بیانی ، ارتباطی باکودکان تازه متولد شده هم نداشت. صرفا مسافر و در شرایطی بسیار ضروری ، مجری تصمیمات درون طایفه بوده است. بعبارتی، مسئولیت کودکان هنگام حضور مادر، برعهده برادر زن می باشد. در حالیکه پدر به  عنوان برادر زن مورد قبول قرارمی گرفت ، خواهرزن بعنوان ولی کودکان در نظرگرفته می شد.مطابق این سیستم ، نزدیک ترین ارتباط خویشاوندی بین خواهرمادر باکودکان وبرادر بزرگ مادر پدید آمده بود. این وضعیت در مراحل بعدی منجربه اهمیت یافتن بادرهای مرد در طوایف مادر گردید.

مردانی که دراین دوره در چهارچوب قوانین طایفه ای با اصالت مادر دردرون طایفه جای می گرفتند، در امورزندگی صاحب اختیاراتی  می گردیدند.به بیان دیگر، جای که مرد دارای اختیارات بود ، همان طایفه مادری خود او بود. ازسوی به دلیل آنکه هنوز نقش مرد در فرایند تولید کاملا مشخص نشده بود، از هیچ حقی از فرزندان خود برخوردار نبود. بدین شکل ، مرد درچارچوب ضروریات تابوهای جنسی حاکم در درون طایفه مادری خود رابطه برقرار نموده ودرمیان سایر طوایف زندگی خود را به سر برده، اما موضوع اساسی برای او، طایفه ی مادریش بوده که در آن ازحق وحقوق هایی برخوردارمی گردید. زیرا زنانی که باهمدیگر به سر می بردند ، هرچند برپایه ازدواج هایی ، روابط خویشاوندی باطوایف وقبیله ها به وجود می آوردند اما ازدیدگاه آنان ، اوهنوزدر موقعیتی وحشی بوده ومی توانست همواره آتش دشمنی پیشین را برافروزد.یعنی هنوز ازکنترل مادر خارج نشده بود.اما آرایش جنس درپیمان اجتماعی منعکس ساخته بود وبانفوذ دادن تمامی جوانب صلح طلبانه شخصیت خود درنظام مدیریتی قانونگذاری ، یک نظام دمکراتیک اجتماعی را مستقرساخته بود.ازاین لحاظ، نظام اجتماعی مادر سالاری یک نظام اجتماعی اصیل می باشد، اما یک نظام  حاکمیت زن سالاری نیست. زیرا دراین دوران ابتدایی هنوزتفکر حاکمیت به وجود نیامده است. حقوق متفاوت، شکاف طبقاتی ، جنسی و نژادی وجود نداشت. امروزه تفاوت نیروی جسمی دربین زن ومرد ، امروزه نظام حاکمیت مرد سالارانه بعنوان اختلافات ارگانیکی جنسی مورد قبول واقع شده اند، اما زن در آن زمان ازلحاظ قدرت ابتکار،شهامت، مقاومت، وسایرتفاوت های کیفیتی ، ضعیف نبود . زیرا اختلاف ذهنی وجسمی بین دوجنس ،دلیل اختلافات فرهنگی واجتماعی به  وجود آمده درطی مراحل تاریخی نبوده بلکه نتیجه آن است .به بیانی دیگر زن دارای موقعیت یک نیروی طبیعی جهت دهنده به شکل گیری نظام اجتماعی مادر سالاری بوده واین نیروی دردسترس زن نه برای کسب مقاوم ، بلکه ناشی ازاحساس مسئولیت طبیعی وهدایت گری زن درفعالیت های اجتماعی وتولیدی بوده است. براین اساس، جامعه زراعی نوسنگی – که دردرون صلح ، عدالت ودمکراسی بسرمی برد- تداوم عمرهزاران ساله وبدون درگیری خود را مرهون حاکمیت خصوصیات عدالت، برابری وصلح جویانه زن می باشد. ایدولوژی حاکم درنظام اجتماعی دوران نوسنگی ، اساسا ایدئولوژی برمحوریت زن بوده ودراین چارچوب فرهنگ رواج یافته نیز،فرهنگ زن، وتکوین خلقی بوده است.

استفاده اززراعت وحیوانات اهلی برای تغذیه ساخت تکنولوژی، برای اولین بار، ویژگی تعین کننده عصرنوسنگی بوده است. یکی ازویژگی های بارز این عصر، وجد طرز فکر اسطوره ایی ودینی متکی برتکوین خدایی جاندارانی بود که در زندگی ازمهمترین نقش درجامعه مادرسالاری شکل یافته برمحوریت زن ، روستاهای مسکونی ، حیوانات اهلی مورد تغذیه ، درختان، انواع گیاهان پرورش یافته وخاک به وفوربودند، واعتلای آنها به آسمانهای می باشد. کج بیل، کلنگ، خیش، چرخ، دستگاها یافندگی دستی ، دست اس، دستگاه های سنگ تراش ، الاغ ، گله های حیوانات درشت اندام، حیوانات کوچک اهلی درراس ابزارهای تولید قرارداشتند. جامعه به شکل قبایلی متکی برمالکیت اشتراکی ادامه حیات می یافت. تجارب وتبادل اشیا در ساده ترین شکل صورت می پذیرفت. گروهای اصلی زبان، پدید آمد وازهمدیگرجداشدند. زمان چنین عصری، ابدی به نظررسیده وبه کندی می گذشت. احساس خویشاوندی دربین انسان ها درحال رشد بود. نوعی ساختارذهنی واحساسس شکل گرفته بودکه گویی دنیا همانند بهشت بوده وانسان های درعصری، ابدی به نظررسیده وبه کندی می گذشت. احساس زمان قبل به وجود نی آمده بود. نوعی ساختارذهنی واحساسی شکل گرفته بود که گویی دنیا همانند بهشت بوده وانسان ها درعصر آغازین زندگی به سرمی بردند. نوعی احساس خویشاوندی در بین انسانها درحال رشد بود. پدیدخشونتی سیستماتیک به منظور غارت وجود نداشت. فرهنگ اساسی در جامعه مادرسالاری ، صلح جویی بوده است. باذهنیتی متکی برغارت کشتن همدیگر بیگانه بودند. زبان ، ساختاری شعرگونه داشت. به همین سبب به این عصر،عصرشعرگونه حیات بشری نیزگفته می شود. به طور خلاصه ، زن درجامعه نوسنگی آنچنان غالبیت دارد که گویی مرد درآن ازنظرها غایت است. درست همانند امروزکه زن بعنوان نیروی اساسی ازجامعه زدوده شده است.

تاریخ زن، یعنی تاریخ کشت غلات، پرورش گله حیوانات جثه کوچک، درختان میوه، خانه ها روستایی، بافندگی ، کلنگ ودست آس کوچک،یعنی نظامی که درآن احترامی برپایه رنج وتولیدوجود دارد، یعنی تاریخ محصولات بدست آمده با رنج، فرزندان پرورش یافته وخانه های ساخته شده می باشد.همچنین تاریخ گذار ازاشارتهای ابتدایی به یک ساختار زبانی پیشرفته واصطلاح سازی متکی برابزارها تولید، به عبارتی تاریخ گذار به شکل گیری ذهنیت بشری می باشد.

این انقلاب، برای اولین بار به طورگسترده درعصرنوسنگی ودربین النهرین باتلاشهای زن آزاد به موفقیت رسید. انقلاب روی داده درآن عصرباطرزفکرعمیق آزادی زن در روزگارکنونی ارتباط دارد. این خاکها، به خاطر اینکه زن انقلاب آزادی خود را با اراده ونیروی آزاد خویش درآن پیشرفت داده وبرپایه آزادی به رهایی دست یافت، دارای ارزشی تاریخی هستند. زدودن آثارجامعه طبقاتی به وجود آمد بعد ازسومریان وآثاربردگی زن، به اندازه برقرار ساختن دمکراسی وصلح که حسرت هزاران سالانه خلق هاست، وظیفه ای مقدس به شمارمی آید.

برگرفته ازکتاب(مایفست آزادی زن)

ازعبدالله اوجلان

زندگینامه زن

هیپاتیا، بزرگترین فیلسوف زن تاریخ

هیپاتیا، بزرگترین فیلسوف زن تاریخ هیپاتیا زن فیلسوف یونانی باشهرت نوافلاطونی که به عنوان نخستین زن برجسته‌ی ریاضی‌دان و آخرین کتابدار کتابخانه‌ی اسکندریه شناخته می‌شود. او استاد فلسفه و ریاضی…

2018-09-06 تاریخ

سافو، اولین شاعر زن جهان

سافو، اولین شاعر زن جهان   سافو بزرگترین شاعر غنایی جهان باستان در اواخر قرن ششم پیش از میلاد در خانواده‌ای اشرافی در جزیره لسبوس متولد گردید. شعرهای سافو که…

2018-10-06 سافو

زنان چریک (پارتیزان)

زنان چریک (پارتیزان) نتیجه‌ی جنگهای اول ودوم،نابودی پارادیگمای (جهان بینی)مدرنیته کاپیتالیست بود.هرچیزی براساس شدت وخشونت به پیش می‌‌رفت.ریشه‌ی این خشونت رااگرتازمان متولوژی‌بیسیارقدیمی پیگیری کنیم می‌بینیم که به دست مردان به…

2019-03-08 جنگ‌جهانی اول ودوم،

زنان انقلابی

زنان انقلابی »کلارازتکين،ا زبنيانگذاران جنبشرھايی زنان،سياستمداربرجسته حزب سوسيال دموکرات و از چھره ھای مھم و تأثيرگذار جنبش زنان‌آلمان‌است. درپی اعتراضات گسترده زنان کارگر نيويورک در سالھای١٨٥۷و۱۹۰۷کلارا در سال ۱۹۱۰،در دومين…

2019-03-14 8مارس،

سوفراژیت:میلیتانی زن

سوفراژیت:میلیتانی زن درسال ۱۹۰۳ املین پنکهرست،دخترش کریستابل و۴دوست اواتحادیه‌ی سیاسی واجتماعی زنان راپایه‌گذاری نمود.راهکارهای درخواست مطالبات سمت وسوی رادیکالی به خود گرفته بودند.حملات با نارنجک وآتش‌سوزی انجا می‌گرفت .میان پلیس…

2019-04-21 اسب سواری،

آساتا شاگور

آساتا شاکور »آساتا شاکور«، در ١٦ژوئيۀ ١٩٤٧در نيويورک به دنيا آمد. وی از اعضا و فعالان حزب پلنگان سياه بود. در سال ١٩٧٣طی توطئۀ مزورانۀ نيروی سرکوبی، رفيق او توسط…

2019-04-24

مینا قاضی

زن نامدار و مبارز سياسي كورد؛ مينا قاضي در سال ۱۹۰۸در شهر مهاباد ديده به جهان گشوده است.مراحل ترقي را در همان شهر طي كرد. وي با رهبر حزب دموكرات…

2020-03-19 آگاهی زنان،

مستوره اردلان،زني از جنس شعر

ماه شرف خانم اردلان متخلص به مستوره اردلان(،۱۱۸۴ــ ۱۲۲۷هجري خورشيدي) ـ(۱۸۰۵ــ ۱۸۴۸م،) شاعر، نويسنده و از تاریخ‌نگاران شرق كوردستان است. وي در شهر سنندج در خانواده‌ی اهل فرهنگ «قادري» به…

2020-03-22 تاریخ،

من مادرم، ۱۴ سال دارم

لاوین نیسان میدونم برای بیشتر شما مادربودن یک کودک ۱۴ ساله، بسیار عجیب و شاید هم دردناک بیآد. ولی متأسفانه این دیگه، یه استثنا نیست. در وطن من و کشورهای…

2021-09-20 قتل خیالها

فرهنگ و زندگی

بردگان سلطه

زهرا قهرمانی تا به حال نیز با شنیدن واژه ی سلطه، چنین می پنداشتم که هر جایی که سلطه و سلطه گری باشد، آنجا برده…

2021-09-10 آزادی

ژیلا حسینی،شاعری برای شعر

رژان نوری ژیـلا حسـینی در سـی و یکـم شـهریور سـال ۱۳۴۳در شـهر سـقز، در اسـتان کردسـتان به دنیا آمـد. خانواده‌ی او خانواده‌ای آیینـی و عموماً…

2020-03-28 ادبیات

داستان و اسطوره

مقاومت زردشت: پيكار اخلاقي در برابر تمدن

بر گرفته از مانيفست تمدن دموكراتيك نوشته‌ی رهبر عبدالله اوجالان کتاب چهارم:«بحران تمدن در خاورميانه و رهيافت تمدن دموكراتيك» ضمن اينكه هويت اتنيكي زرتشت مسئله‌اي…

2020-12-15 پيكار اخلاقي

دمکراسی ذاتی

بهترین راه دستیابی خلق کورد به آزادی و برابری از تحلیلات رهبر عبدالله اوجالان رابطـه ذهنیـت بـا اراده‌ی سیاسـی بسـتگی بـه انجـام عملیـات دارد. درک…

2020-01-07 تاریخ

جهت یک دفاع ذاتی شکست ناپذیر

زن که دفاع ذاتی و دفاع نامشروعش در هم شکسته و ضعیف گردانده شده، جهت نیرومند کردن و شکست ناپذیرساختن دفاع ذاتی و مشروعش می‌گوییم…

2020-01-03 آزادی

کتاب

کتاب نامه به کودکی که هرگز زاده نشد

کتاب دامه به کودکی که هرگز زاده نشد. نوشته روزنامه نگار  ایتالیایی اوریانا فالاچی برای دانود بر روی لینک زیر کلیک نمایید↓ Nameh be kodaki ke hargez zadeh nashod Nameh be kodaki ke hargez zadeh nashod

2018-11-28 اوریانا فالاچی

افسانه ی گیلگمش

یکی از اولین، قدیمی‌ترین و نامدارترین اثر حماسی ادبیات دوران تمدن باستان است که در منطقهٔ میان‌رودان شکل گرفته‌است… لینک کتاب

افسانه ی گیلگمش