جستجو

بحران خودکشی، حاصل ایدوئولوژی جنسیت پرست

 

بحران خودکشی، حاصل ایدوئولوژی جنسیت پرست

 

مقاله از:میلاد قبادی

مرگ حقیقتی انکارناپذیر و به صراحت بیان خارج از اختیار انسان است. حال اینکه آیا مرگ پایان زندگی انسان وآخرین راه برون‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌رفت ازمعضلات ومشکلات زندگی می‌باشد ،پرسشی است که چارچوب مقاله ما را درتشریح وتفسیر به خوداختصاص داده وبه صورتی چشمگیربه اعتقادات وباوریهای فرد، درطول دوران زندگی مرتبط می‌باشد.درادیان‌های پیش ازاسلام، مرگ به صورتی که روح ازجسم خارج ودرکالبد یاگونه‌ای دیگربه حیات ادامه داده، بخشی ازاعتقادات انسان بوده، با واقف براین امرکه مرگ به مثابه‌ی اتفاقی طبیعی وخارج ازاختیارواراده بشر رخ می‌دهد، دردورانهای پیش ازمدرنیته شدن اجتماع وسطح زندگی انسان مسئله‌ی خودکشی واقدام به آن به ندرت دیده شده وحتی می توان گفت که درذهن فرد نمی‌گنجید.حال ازطرفی هم معضلات ومشکلات اجتماعی وزندگی بشری که بخشی اعظم ازهنجا‌رهای روحی وروانی انسان رامنجرگشته، درعصرکنونی فزونی یافته  واین خودعرصه‌ی تداوم بخشی به مسئله‌ی خودکشی درصده‌ی اخیرنسبت به گذشته ومبدل شدن آن به بحرانی جدی، درمیان اجتماع شده است. برهمین مبنا این پرسش وجواب دادن به آن اهمیت ویژه‌ای پیدامی کند، که چرادرجوامع خاورمیانه‌ای اللخصوص ایران، خودکشی بیشترین آماررابه خوداختصاص داده وتبدیل به متدی جهت رهایی ازمشکلات اجتماعی گشته است. ریشه‌ی این مشکل چه بوده وچه دلایلی، بسترساز چنین پدیده‌ای می باشند. بایداظهارداشت که دین اسلام بربخش اعظمی ازخاورمیانه تاثیر گذاشته وحکم ران عقاید جامعه‌ی بشری است. با درنظرگرفتن اسنادعلمی که روح وروان فرد را اندیشه وعقاید وی شکل می دهند وملاک ومعیارهای رفتاری فرد، به ویژه درمواقع تصمیم‌گیری را جهت‌دهی کرده ومنجرمی گردند، بنابراین آیینی که به آن معتقد بوده وازطرفی سیستم حاکم برجامعه‌ای که درآن زندگی می کند وذهنیت متاثربرجامعه، همگی به صورت زنجیروار و وابسته بهم، برافکار و روان فرد تاثیرگذاشته ودرشرایط بغرنج زندگی، نقش تعیین کننده‌ای ایفا می نمایند. با درنظرگرفتن این واقعیت که دگماتیزم ومطلق گرایی ازنتیجه‌ی تاثیرات جامعه سنتی واسلام‌گرا است، ایران یکی از جوامعی است که دربطن نظام آن، آیین رادیکال اسلام تسلط داشته وجامعه‌ای سنتی وجنسیت پرست نهادینه گشته است.

 

 

 

خودکشی تلاشی به منظورخاتمه دادن به زندگی توسط خود شخص می باشد، که ممکن است این اقدام به مرگ وی تبدیل شود این عمل، بحرانی اجتماعی است که  عوامل مختلفی مانند: سنتها وعادات،اعتقادات،سن،جنسیت،شغل،تاهل،تجردو… میتواند عامل تعیین کننده خودکشی باشد. اگر خودکشی رایک بیماری روانی قلمداد کنیم، باید اذعان داشت که علل اصلی این مشکل ایدئولوژیک بوده وفاکتورهای  که سطح زندگی یک فرد رادراجتماع شکل می دهند، دربرمی گیرد.عوامل‌های زیادی منجربه بن بست‌های روحی یک انسان می گردد، که می توان به مهم ترین آنها اشاره ای کرد؛ عواملی همچون بیکاری ،مشکلات خانوادگی ،ازدواج‌های ناموفق وفاصله‌ی طبقاتی که همگی برگرفته ازذهنیت جنسیت‌گرای وسیستم ناظربرجامعه است می باشند.کسانی که به این  اقدام دست میزنند بنا به فشارهای زیاد زندگی وکمبود تکیه گاه‌های عاطفی  وازهمه مهم‌تر،نیافتن راه حلی جهت برون‌رفت ازمشکلات  وبحران‌های روحی  است،به شمارمی روند. در ایران مسائل ناموسی، اختلافات خانوادگی، تحصیل، ازدواج، شکست ناامیدی وفقرجزءانگیزه های خودکشی میباشند، که اختلافات خانوادگی بیشترین سهم را در این میان به خود اختصاص داده است. متاسفانه در یکی دو سال اخیر، آمارخودکشی زنان درایران افزایش یافته وبه یک معضل بزرگ اجتماعی تبدیل گشته است. کارشناسان سلامت –روان، افسردگی، فقراقتصادی، بیکاری و نیزتلاش دولت درجهت هرچه محدودترنمودن جوانان را، ازمهمترین عوامل خودکشی در ایران می دانند. که دراین میان استان‌های ایلام وکرمانشاه، درردیف نخستین آمارخودکشی جای گرفته‌اند. ازدواجهای نامناسب که ازتفاوتهای سنی فاحش برخوردارند، فرهنگ سنتی وذهنیت مرد سالار برجامعه ایران، نداشتن حق انتخاب حتی در خانواده‌ها پدیده‌هایی هستند که زمینه ساز خودکشی درمیان زنان می باشند. بیشترین اقدام خودکشی درمیان دختران که میانگین سنی آنها بین ۱۵تا۱۹سال میباشد وعامل آن نیزمشکلات خانوادگی وعاطفی، کمبود اعتماد به نفس وافسردگی است که موجب پوچ‌گرای ذهن شده ونسبت به آینده وزندگی خویش بی تفاوت گشتگی رابه همراه آورده  ودرنهایت منجربه خودکشی می شود. باوجود اینکه کشورهای مسلمان خودکشی رابه نحو شدیدی محکوم میکنند وآن را حرام میدانند، ایران نیز یکی از این کشورهاست که جهت حل این مسائل هیچ گونه اقدامی انجام نداده است. جامعه‌ای جنسیت‌گرا که ارزش‌های انسانی یک زن راهیچ انگاشته ونگرشی ابزاری به آن دارد، جهت حل این بحران وبرساخت زمینی نودراین باره، هیچ اقدامی به عمل نیاورده واین مسئله رابه صورت لاینحل برمی شمارد. ایجاد مراکز مشاوره ای برای درمان، آموزش وارتقاء سطح اگاهی جامعه به خصوص زنان، حائز اهمیت می‌باشد. دراین میان خانواده‌ها بویژه در جامعه ایران، سهم بسزایی دارند واین تنها با درک حقایق وارزش‌های اخلاقی یک زن وتحقق بخشیدن به جایگاه اجتماعی او، قابل حل میباشد. با افزایش  آمار خودکشی در میان جوانان بویژه زنان ودختران که آسیب‌پذیرترین قشر درجامعه میباشند، اقدامات عملی وقابل اجرا در اسرع وقت لازم میباشد. خانواده‌ها میتوانند اولین حامیان قابل اعتماد در چاره‌یابی این معضل که دامن‌گیر جامعه شده است باشند. ریشه یابی مشکلات اجتماعی و صدماتی که برجامعه بشری وارد می کند، نیازمند آگاه سازی جامعه از ذهنیت حاکم برجامعه ونحوه‌ی تاثیر گذاری وتسلط آن برانسان وارتباطلات اجتماعی است. همچنین شناخت عواملی که بسترساز ذهنیت جنسیت‌گرا وسنتی درجامعه شده‌اند وتا مغز واستخوان جامعه را به این سرطان مبتلا نموده‌اند ،امری اساسی ودرحل مسائل اجتماعی راه برون رفت از این بحران هاست.