جستجو

اتحاد کلید همه ی مشکلات

سهیلا امیری
در تمـام ادوار تاریـخ می‌بینیـم کـه همبسـتگی و اتحـاد بیـن خلق‌هـا تنهـا راهـی بـوده کـه بـه اسـتبداد و ظلـم
پایــان داده اســت. نیرویــی کــه توانســت امپراطــوری ظــالم آشــور را از بیــن بــبرد و خلق‌هــای منطقــه پــس ازمــدت مدیــدی تحمــل فشــارهای وحشــیانه‌ی ایــن امپراطــوری، امــکان زندگــی آزادانــه یافــت، کنفدراســیون مــاد بـه پیشـاهنگی اقـوام مـاد بـود کـه عشـایر، اقـوام و طوایـف مختلـف منطقـه را نیـز در بـر گرفـت.ایــن کنفدراســیون توانســتند مــدت طولانــی زندگــی مســالمت آمیــز و بــه دور از جنــگ و درگیــری داشــته باشــند. می‌تــوان بــه ســهولت گفــت کــه ایــن مرحلــه یکــی از دوره‌هــای طلایــی خلق‌هــای منطقــه می‌باشــد. انقـلاب فرانسـه، انقـلاب اکتـبر، پیـروزی ویتنـام و انقـلاب مردمـی ایـران نیـز ثمـره‌ی مبـارزات مشـترک جامعـه بـود. اما بارها دیده شده که در صــورت فقــدان اتحــاد، نیروهــای قدرت محــور و بخصــوص اشــغالگر بــه راحتــی می‌تواننــد جوامــع را بــه انحصــار خویــش درآورنــد. یکــی از علــل پیــروزی ارتــش یونــان بــر شرق زمیــن، نظــام پارســی بــود کــه بــه شــکلی ســلطه گرا بــر جوامــع منطقــه حکــم می‌ورزیــد. فروپاشــی سیســتمی کــه از اراده و نمایندگــی اقــوام منطقــه تشــکیل می‌شــد و شــکل گرفـتـن نظــام دولتــی پــارس، ایــران را نیرومنــد نســاخت، بلکــه خلائــی را ایجــاد نمــود کــه اســکندر مقدونــی از آن ســود لازم را بــه کار بــرد. در چنیــن وضعیتــی حماســه سرایی کــه در مــورد فرماندهــی اســکندر و ســپاه وی صفحــات تاریــخ غــرب را تزئیــن میکنــد، بــه دور از واقعیــت اســت. چــرا کــه ایــن ضعــف نظــام پــارس بــود کــه بــه آنهــا نیــرو بخشــید. در نتیجــه بــر مــا آشــکار می‌شــود کــه اگــر نظامــی مطابــق بــا فرهنــگ و پویایــی آن جامعــه نباشــد، بــه فروپاشــی آن منجــر میشــود.
همانطــور کــه در بــالا نیــز ذکــر شــد خلق‌هــای منطقــه بخصــوص در ایــران در مقابــل نظام‌هــای حاکــم، مقاومت‌هــای بســیاری داشــته‌اند؛ دیــن و فلســفه‌ی زرتشــتی نمــاد اصلــی مقاومــت و عــدم پذیــرش سیســتم‌های بــرده‌دار زمانــه اســت. در همیــن حــال مانــی، مــزدک، خــرم دینــان، بابــک و ابومســلم خراســانی و تــا امــروز نیــز ســازمان و نهادهــای دمکراتیــک خــواه، سوسیالیســت و چــپ گــرا، اکولوژیــک و فمینیســت همگــی نشــان از مقاومــت و عصیــان در مقابــل سیســتمهای ســلطه‌گر هســتند.
تاریـخ را نبایـد همچـون انبـار اعـمال و رویدادهـای گذشـته کـه قابل اسـتفاده نیسـت پنداشـت، در واقـع تاریـخ بایگانـی (آرشـیو) بسـیار سـودمند جهـت راهنمایـی برای امـروز اسـت. چاره یابی مسـائل مسـتلزم شـناخت ریشـه‌ای مشـکلات اسـت، یعنـی منشـا پیدایـش آن را بخوبـی جسـتجو
نمــود، ســپس یافـتـن راهــکار مناســب گام دوم می‌باشــد. در ایــن صــورت در ایرانــی کــه مــدام درگیـر جنگهـای بسـیاری بـوده و هنـوز هـم جامعـه از دسـت یافتـن بـه زندگـی و سیسـتمی کـه مطابـق خواسـته‌ها و ارزش‌هایـش باشـد تـا قـادر بوده در آرامـش و بـه صـورت اراده‌منـد زندگـی نمایـد، محـروم اسـت؛ بنابرایـن اتخـاذ رهیافتی متناسـب بـا واقعیات جامعه بایسـته اسـت. نظامــی کــه حاکمیــت کشــور را در انحصــار دارد و بــه طــور مــداوم نرمهــای جامعــه را بــه دلخــواه خویــش تغییــر و فرم‌دهــی می‌نمایــد، معضل ســاز می‌باشــد. سیســتم ایــران تمــام عرصه‌هــای اجتماعــی را بــه عرصــه‌ی مشــکل و بحــران مبــدل کــرده اســت. ابتــدا اشــاره‌ای بــه عرصــه‌ی اقتصــاد داشــته باشــیم. ایــران از منابــع غنــی زیرزمینــی و روزمینــی فراوانـی برخـوردار اسـت و اگـر در راسـتای منافـع و نیازهـای جامعـه ســازماندهی شــود، مســئله‌ای بــه نــام بیــکاری و یــا فقــر وجــود نخواهـد داشـت؛ امـا فاصلـه‌ی فاحـش بیـن طبقـه‌ی فرادسـت کـه هـر روز بــر ثــروت خویــش مــی افزایــد و طبقــه‌ی فرودســت کــه خــود‌جامعــه می‌باشــد و در فقــر و گرســنگی بــه سر می‌بــرد، روز بــه روز بیشتـر میشـود. بـا درنظـر گرفـن سیاسـت نظـام در عرصـه‌ی اقتصـاد بخوبــی میتــوان کاراکتــر، ویژگیهــا و طــرز تفکــر دولتمــردان را درک نمـود. در همیـن حـال عرصـه‌ی آمـوزش کـه مدیریـت آن حـق مسـلم جامعـه اسـت، بطورکلـی از سـوی نظـام حاکـم تعییـن مـی شـود. حتی در ایـران سـازمان آمـوزش و پـرورش بـه گونـه‌ای طـرح ریـزی شـده که جامعـه را از دانـش، پیشرفـت و اندیشـیدن محـروم مـی کنـد. حـق آمـوزش بـه زبـان مـادری از تمـام خلق‌های غیرفـارس سـلب مـی شـود. دانـش آمـوزان بـه شـکلی اجبـاری درس‌های دینـی کـه محـدود بـه دیـن اسـلام اسـت فرامـی گیرنـد. بـا وجـودی کـه در ایـران ادیـان بسـیاری وجـود دارنـد امـا ایـن حـق از سـوی نظـام بـه رسـمیت شـناخته نمی‌شـود. از همـه مهم‌تـر سیسـتم اداری کشـور بـه شــیوه‌ای مرکزیت گــرا اســت و ایــن مرکــز از ابتــکار اداره و ســاماندهی بــه کل کشــور ناتــوان اسـت. چـون هـر منطقـه‌ای دارای خصوصیـات ویـژه اسـت و مدیریـت آن نیـز از یـک مرکـز امـکان پذیـر نمـی باشـد. عـلاوه بـر ایـن زمانـی کـه نظـام تحـت حاکمیـت گروهـی سـلطه‌گر و آنتـی دمکراتیـک باشـد کـه در ایـران چنیـن می‌باشـد، کل اختیـارات در انحصـار آنـان میباشـد. ایـن سـلطه‌گران هسـتند کـه فرهنـگ، سـینما، تئاتـر، ورزش، موسـیقی، نـوع پوشـش، حقـوق و موازیـن کل جامعـه را تعییـن می‌نماینـد. آنچـه بـه اعتـلا و بالندگـی جامعـه لطمـه وارد می‌کنـد نیـز ایـن قواعـد میباشـد. جامعـه فاقـد اراده گشـته و از هـر لحـاظ تحـت اداره و کنـترل قـرار می‌گیـرد. ایـن نیـز موجـب مـی شـود کـه هویـتش نمایـان نشـود، بـه ابـژه‌ای مبـدل گشـته کـه توانایـی اندیشـیدن و تصمیم‌گیـری در مـورد خویـش را نـدارد چـرا کـه آن‌هایـی کـه تعییـن تکلیف می‌کننـد جامعـه نیسـت، جامعـه فقـط قوانیـن و فرامیـن را اجـرا می کنـد. یعنی کسـانی در اتاق فرمـان نشسـته و هـر جائـی کـه بخواهنـد، جامعـه نیـز مجبـور اسـت آن مسـیر را طـی نمایـد. میتـوان انـواع و اشـکال مسـائل و مشـکلاتی کـه از سـوی نظـام تولیـد می‌شـوند را به زبـان آورد ولـی آنچـه کـه اهمیـت دارد و در ایـن مقالـه نیـز می‌خواهیـم بـه آن بپردازیـم، چگونگـی رهایی و چاره‌یابـی از ایـن وضعیـت میباشـد. یعنـی جامعـه چگونـه خواهـد توانسـت از ایـن نظـام بحـران زا نجـات یابـد. اصلـی تریـن مشـکل عـدم اتحـاد و همبسـتگی خلق‌هـای ایرانـی اسـت. البتــه فقــدان اتحــاد ناشــی از سیاســت‌های تجزیه‌کننــده و تفرقه‌افکــن نظام‌هــای حاکــم اســت، لــذا مادامــی کــه جامعــه از هــم مجــزا، نــاآگاه و بــرای تحقــق اهــداف مشـتـرک گــرد هــم نیایــد، یعنــی اقشــار، طبقــات، خلقهــا، جنســیتها، ادیــان و مذاهــب متفـاوت هـر یـک درگیـر مشـکلات خـاص خـود باشـند و در صـدد حـل مشـکلات بـه شـکلی غیرمشتـرک باشـند، امـکان دسـتیابی بــه مطالبــات و حقــوق خویــش مشــکل خواهــد بــود و ایــن بــه ســود حاکــمان اســت. هرچنــد مقاومتهــا و مبارزاتــی صــورت گرفتـه باشـد نیـز امـا زمانـی کـه انسـجام و برنامه‌هـای مشـرک وجـود نداشـته باشـد، مدیریـت بومـی نیـز دشـوار خواهـد بـود.نظـام جمهـوری اسـلامی خلقهـای ایـران را بـه شـکلی سیسـتماتیک تحـت آسیمیلاسـیون قـرار میدهـد. بـه گونـه‌ای کـه خلق‌هـای ایـران از تمامـی حقـوق اولیه‌شـان محـروم هسـتند؛ درخواسـت مطالباتشـان بـا سرکـوب مواجـه می شـود. در ایـن مـورد وضعیت خلق کـورد کـه یکـی از خلقهـای کهـن منطقـه اسـت، موضـوع متفـاوت اسـت. کوردهـای روژهـلات کوردسـتان بـا سیاسـت‌ها و جنگ‌هـای ویـژه‌ی نظـام روبـرو هسـتند و نـه تنهـا از حقـوق ملی‌شـان بـی بهـره گشـته در عیـن حـال هویت‌شـان مـورد انـکار قـرار مـی گیـرد. سرکـوب، اعـدام، دسـتگیری و شـکنجه و هـر گونـه اعـمال غیـر انسـانی از ویژگی هـای دولـت ایـران علیـه خلـق کـورد
اسـت. اکثریـت کوردهـای روژهـلات کردسـتان اهـل تسـنناند و بـه علـت هویـت مذهبیشـان از سـوی نظـام رنـج مـی کشـند. کوردهـا، اقـوام و هویت‌هایـی کـه اسـلام را نپذیرفته‌انـد، سـختیهای بیشتـری متحمـل مـی شـوند. نظـام هـر زمـان بـا دیدگاهـی امنیتـی بـه کوردسـتان نگریسـته و سیاسـت‌هایی کـه اتخـاذ مـی شـود نیـز در همیـن چارچـوب اسـت. اسـتیلای نیرویهـای نظامـی در کوردسـتان هـر زمـان وجـود دارد. سدسـازیها، آتـش سـوزی جنگلهـا ومانورهـای نظامـی، طبیعـت و تاریـخ کوردسـتان را ویـران ســاخته و بــا خطــر نابــودی مواجــه ســاخته اســت. در کنــار اینهــا سرمایه گــذاری و امــکان اشــتغال در کوردســتان وجــود نــدارد. نظـام بـرای جلوگیـری قیـام خلـق کـورد جامعـه را نیـز از هـم بیگانـه سـاخته، بـه گونـه‌ای کـه حتـی در یـک خانـواده هـر فـردی درجسـتجوی بهبـود وضعیـت فـردی و شـخصی خویـش اسـت. دیدگاهـی کـه شـاهرگ مسـئله را دریابـد و بـا آن بـه مبـارزه برخیـزد وجـود نـدارد. اگـر از مـرز کوردسـتان خـارج شـویم و بـه سـایر مناطـق ایـران نیـز برویـم آنچـه کـه بـر خلـق بلـوچ، عـرب ، ترکمـن و آذری اعـمال می‌شـود علـی رغـم تفاوتهـای جزئـی، ترکیبـی از هـمان سیاسـت و در راسـتای هـمان اهـداف اسـت. خلق‌هـای ایـران بـا سیاسـت هویـت زدایـی رودرو هسـتند و تنهـا راه رهایـی آنـان اتحـاد در راسـتای تحقـق زندگـی ای آزادانـه و دمکراتیـک و مبـارزه در جبهـه ای مشتـرک علـی رغـم وجـود تفاوتهـااســت. احـتـرام بــه تفاوتمندیهــا و حفــظ خودویژگی‌هــا از خصوصیــات ایــن جبهــه‌ی مشـتـرک بــوده و ایــن مهــم بــرای اقشــار، ادیــان و مذاهــب دیگــر نیــز صــدق می‌کنــد. نظـام در مقابـل جامعـه برنامه‌هـای سیسـتماتیکی دارد، بایسـتی جامعـه نیـز بـا تنوعـاتش سـازماندهی شـده باشـد. بـدون شـک ایدئولوژی هـا، دیـدگاه و بینـش و حتـی اهـداف هـر گــروه و یــا قــشری از جامعــه متفــاوت اســت، بــاز هــم لــزوم دارد کــه همــه بــه شــکلی کلــی بــه مســائل بنگرنــد و ایــن واقعیــت را مشــاهده خواهنــد نمــود کــه آنچــه کــه بــر کوردهــای روژهــلات کوردســتان روا داشــته میشــود، هیــچ گونــه تفاوتــی بــا سیاســت‌هایی کـه بـر سـایر هویت‌هـا اعـمال میشـود، نـدارد. از سـوی دیگـر حضـور زنـان و جوانـان در ایـن جبهـه مهـم و بایسـته اسـت. طبقـهی کارگـر و هنرمنـدان، ورزشـکاران و دانشـجویان، و… بـه طـور کلـی تمامـی اقشـار جامعـه در یـک دایـره قـرار دارنـد. ایـن دایـره از روزگاران بسـیار دور در حـال گـردش اسـت و جامعـه را تحـت پوشـش قـرار مـی دهـد. خلقهــای ایــران بــا سیاســت هویت‌زدایــی رودرو هســتند و تنهــا راه رهایــی آنــان اتحــاد در راســتای تحقــق زندگــی‌ای آزادانــه و دمکراتیــک و مبــارزه در جبهــهای مشتــرک علــی رغــم وجــود تفاوتهــا اســت. کلیـد حـل مسـائل، اتحـاد، همبسـتگی و اشتـراک مبـارزات اسـت. به ویـژه زنـان که بار سـخت تبعیض جنسـیتی، نابرابری، فرهنگ زن سـتیز کنونی را به دوش میکشـند، مسـئولیت اصلـی را بـر عهـده دارنـد و لازم اسـت بنیانگـذاران سیسـتم دمکراتیـک، برابـر و آزاد باشـند. ایـن اتحـاد بـه نظـام موجـود پایـان خواهـد بخشـید و یـا آن را بـه تغییـر مجبورخواهـد ســاخت. عــلاوه بــر ایــن جامعــه موظــف اســت سیســتمش را برســازد بدیــن گونــه سیســتمی کــه ایجــاد شــود تکــراری از نظام‌هــای ســلطه گــر و مرکزیــت گــرای ســابق بــا نقابـی جدیـد نخواهـد بـود. در ایـن سیسـتم تعییـن مبانـی، موازیـن، قوانیـن و معیارهـا بــر عهــده‌ی جامعــه خواهــد بــود. اقتصــاد را از انحصــار سرمایــه‌داری خــارج ســاخته؛ مطابــق بــا احتیاجــات خویــش بــه کار خواهــد بــرد و مدافــع محیــط زیســت خواهــد بــود. بدیـن ترتیـب اتحـاد جامعـه نـه تنهـا بـه هنـگام انقـلاب بلکـه هـر زمـان ادامـه خواهـد داشـت و جامعـه تحولسـاز و نیـروی تغییردهنـده خواهـد بـود