جستجو

ادیان عامل خشونت علیه زن

شهلا محمدی

 در جوامع اولیه یعنی جوامع طبیعی انسانی، زن خالق و پیشاهنگ جامعه بود، بر وی ارج نهاده می‌شد و جایگاهی والا داشت. چرا که زن خلق کننده و مبتکر بود. پیشرفت جوامع انسانی، کشاورزی، اخلاق و فرهنگ زندگی بر اساس عدل و دادخواهی با وجود زن امکان‌پذیر شده و همین باعث شد زن به عنوان خداوند مورد احترام قرار گیرد. وجود خداوند آب، آبادانی، فراوانی، برکت و زایش همه نشان از مقام زن در این جوامع است. در طول زمان و با پیدایش مردسالاری و اختلافات طبقاتی خدایانِ مردسالار خواهان نشستن بر اریکه‌ی قدرت بودند. الهه‌- مادر نیز مقاومت را فلسفه‌ی وجودی خویش دانسته و این سرآغازِ جدالِ حق و ناحق بود. علی‌رغم اینکه مقاومت دمکراتیک خلق و در راس آن الهه- مادر تا به امروز نیز ادامه دارد لیکن در نتیجه‌ی همبستگی و توطئه‌های راهب- سرباز-شمن نیروی مدیریت ذاتی از خلق ستانده شده و مردسالاران تخت قدرت و اداره‌ی جامعه را بنا نهادند. خدایان دیگر اساس جامعه را با جنگ و خونریزی بنیاد نهادند. جوامع را به سوی تبعیض و تبعیض‌گرایی سوق دادند، اما از همه مهمتر تبعیض جنسیتی بود. چرا که زن را که تا آن زمان الهه و خداوند بوده و حال از طرف خدایانِ مردسالار به بردگان جنسی تبدیل شدند، اکنون دیگر از برابری، آزادی و برکت خبری نبوده، جنگ، تبعیض و قحطی جای آن را گرفت.

با قدرت گرفتن سیستم مردسالار، ادیان نیز شکل گرفته و بسیاری باورداشت‌ها و اعتقادات خلق نیز به تسخیر این ذهنیت‌ها در‌آمدند. فاصله‌های عمیق طبقاتی و رواج فرهنگ برده‌داری اخلاق اجتماعی را تضعیف نموده و خدای ساختگی را با تعبیری تازه به خلق تحمیل می‌نمودند. خدا-شاهان هویت نامیرایی داشته و خلق همه در حکم قربانیان وی بودند. اعتقادات به قدری از راه بدر شده بودند که انسان جهت رضایت خدایان ساختگی قربانی می‌گشتند و خونشان به پای آنان ریخته می‌شد.

ادیان تک‌خدایی نیز با ادامه‌ی همین روند بیشتر بانی خشونت بر زنان بودند، اکنون دیگر خدا به بالاترین مرتبه‌ی خود یعنی آسمان رسیده بود و زن را به نازل‌ترین مقام یعنی بردگان جنسی رساندند. خدای مرد برهنه و عاری از هرگونه لباس و حتی شکل و رنگ بود، در همه‌جا حضور داشته و قدرتی مطلق و بی‌مانند بوده اما زن را نیز برده‌ی جنسی گردانیده که حتی حق انتخاب پوشش خود را نداشت. عاری از هرگونه اراده و اختیاری و تنها شیئی شهوت‌بر‌انگیز بود. خدای مرد همیشه زن را به عنوان یک کالای جنسی برای مرد معرفی کرده است و ادیان مردسالار با وجود  تغییر در اسم، روشِ کار و حتی روش عبادت و نامِ خدا، اما با دیدگاهی کاملا یکسان نسبت به زنان این تعریفات پوسیده‌شان تاکنون نیز ادامه دارد. در خاورمیانه که بیشتر ادیان ابراهیمی رواج داشته است این ادیان بانی خشونت علیه زنان و حتی از اساسی‌ترین ابزارهای خشونت علیه زنان به شمار می‌روند. فراموش نکنیم که در این میان نیز کسانی هستند که دین را برای منفعت خویش به کار برده و سعی دارند جوامع طبیعی یا جوامعِ قبل از تشکیل این ادیان را به عنوان جوامعی وحشی و بدور از تمدن توصیف کرده و همچنین سعی در اثبات این امر دارند که زنان نیز در این جوامع دارای وضعیتی قهقرایی و بسیار بدتر از امروز زیسته‌اند. اما بر اساس اسناد تاریخی جوامعی که ادیان تک‌خدای در آن گسترش نیافته‌اند تبعیض جنسیتی کمتر بوده و حتی حق انتخابِ چگونگی زندگی و زندگی کردن با چه کسی، از حقوق بنیادین زن بوده است.

پیروان ادیان تک‌خدایی برای به کرسی نشاندن ایدئولوژی خویش سعی در تاریک و غیر اجتماعی تفسیر کردن دوران قبل از خویش دارند. برای مثال در دین اسلام به عنوان یکی از ادیان ابراهیمی که در شبه جزیره‌ی عربستان گسترش یافت و سپس در بسیاری از مناطق  جهان عرب، خاورمیانه و حتی جهان قبولانده شد، همیشه خود را به عنوان منجی آزادی زن و نجات‌بخش آنان از زنده به گور شدن معرفی می‌کند. اما با نگاهی به زندگی خدیجه که قبل از ازدواج با پیامبر مسلمانان، زنی صاحب اختیار و بازرگان بوده است در میان مردمان شبه جزیره و حتی فراتر از آن تا شام و مصر نیز دارای اعتبار بوده است، چه بسا محمد که نوجوان با کاروان‌های تاجران رفت‌وآمد داشته و در میان آنان کار می‌کرده است. سپس در سایه قدرت و اعتبار خدیجه آغاز به کار کرد، در حالی که هیچ سرمایه‌ای از خود نداشت. وی با ثروت خدیجه توانست بازرگانی را که شغلی بزرگ بود و تنها قشر خاصی می‌توانستند دارای این شغل باشند آغاز کند. اگر جامعه عرب در آن زمان به گونه‌ای بود که نوزادان دختر را زنده به گور می‌کردند پس کسانی خدیجه چگونه از مرگ نجات یافتند؟ اگر جامعه‌ی عرب تا آن حد ضد آزادی زن بود که پیروان دین اسلام توصیف می‌کنند، پس چگونه خدیجه زنی تاجر خوشنام و شهره در میان چندین شهر بزرگ آن زمان کار می‌کرد؟ البته اگر زنده به‌گور کردن نوزادان دختر در میان برخی عشایر به دلایل معیشتی و ظروف جدال در آن زمان رایج بوده، این بدان معنا نیست که زن کلا هیچ شمرده شده و اگر دین اسلام نبود زنان نمی‌توانستند به زندگی ادامه دهند و یا آزادانه زندگی کنند. این در حالی است که قوانین اسلام در مورد زن کمک چندانی به بهبود زندگی وی نکرده و در بسیاری مورد کاملا برعکس…!

از طرفی با وجود همه‌ی موانعی که حکومت‌های اسلامی برای جلوگیری از انجام تحقیقات میدانی در شهرهای مکه، مدینه و دیگر شهرهایی که مرکز دین اسلام و دیگر ادیان ابراهیمی محسوب می‌شوند و علی‌رغم تحقیقات اندکی در این زمینه انجام شده است، دیده می‌شود که نام بزرگترین بت‌هایی که در مکه و در داخل کعبه عبادت می‌شده‌اند فیگور الهه‌های زن بوده‌اند که از جمله‌ی آنان می‌توان به لات، منات و عزی اشاره نمود. قبل از ظهور ادیان مردسالار، جوامع الههگانی را عبادت می‌نمودند که خط‌مشی جدال و خون‌ریزی را تبلیغ نمی‌نمودند و تنها برای پاسداشت انسان مادرانِ زمین بوده‌اند. خداوندان باد، خورشید، آب، کوهستان. هریک از عناصر طبیعی الهه‌هایی داشته‌اند و نامی که بر الهه گذاشته‌اند متناسب با نام آن عنصر بوده است. انسان در عبادت این الهه‌گان در اصل زمین و طبیعت را شکر نموده است. در طایفه‌ی قریش(یکی از طوایف عرب که پیامبر مسلمانان منسوب به آن می‌باشد) نیز چنین بوده است. بزرگترین بت‌هایی که در داخل کعبه بوده‌اند الهه‌گانی بوده‌اند که توسط قبایل و طوایف اطراف عبادت شده‌اند.

با نگاه به برخی از آیات و احادیث می‌‌توان به اصول شرع و احکام اسلام که از عوامل به بردگی کشاندن زن شده است پی برد. برای نمونه سوره‌ی نساء یکی از سوره‌های قرآن است که با نگاه به آن به روشنی درمی‌یابیم که زنان چگونه به بردگان جنسی برای مردان تبدیل شده‌اند. در این سوره «مالک بودن» چهار زن را برای مردان مشروع خوانده و با چنین بیانی «از زنانی که مالک آنها هستید استفاده کنید» و یا «لباس مناسب به آنها بپوشانید»(آیه‌های دوم و سوم سوره‌ی نساء) به صراحت تایید می‌کند که در چنین آئینی زن به عنوان کالا و برده‌ای جنسی از آن استفاده شده و به عنوان شیئی که فاقد اراده است دیده می‌شود. زن در شهادت دادن، گرفتن ارث و هر حق دیگری نیمه‌ی مرد است. حتی به روشنی میبینینم که زنان در جنگ‌ها به عنوان غنایای جنگی به اسارت در می‌آیند. این اسیران نیز وضعیتی بسیار بدتر از خودِ زنان عرب داشته‌اند چرا که در همین سوره به روشنی به این اشاره شده که مردی اگر عاشق کنیزک خود شود حتی اگر کنیزک متاهل باشد می‌تواند با او ازدواج کند و یا به مردانی که توانایی مادی کافی برای ازدواج دوم و سوم ندارند پیشنهاد شده که با کنیز خود ازدواج کنند. چرا که این کنیزکان مهریه و حقوق کمتری نسبت به زنان دیگر دارند!

همه‌ی ادیان ابراهیمی زن را اینگونه توصیف کرده‌اند: زنان کشتزار مردانند، سبب گمراهی مردان را فراهم می‌کنند، مسبب فساد جامعه و فریب‌دهنده می‌باشند. به عنوان مثال از اسطوره‌های دینی نیز می‌توان از حوا نام برد. حوا به عنوان شخصیتی که باعث رانده شدن انسان از بهشت است معرفی می‌شود و بر همین اساس نیز زن را توصیف می‌کنند. با توجه به چنین توصیفی و مشاهده‌ی رفتار مردان با وی آنچه به ذهن انسان خطور می‌کند این است که معنای این رفتار انتقامی تاریخی از زنان است که از سوی ذهنیت و سیستم مردسالار صورت می‌گیرد. به همین دلیل جهت مشروع نمودن اختیاردار بودن مرد جهت کتک زدن و هرگونه رفتار با همسر خویش حتی زندانی کردن وی را این خصوصیات و تفاسیر خودساخته از سوی مردان به عنوان علت بیان داشته می‌شود. حتی با چنین گفته‌هایی مقاومت زنان را در برابر انواع ظلم مردان گناه شمرده و زن را برده‌ای مطلق تعریف می‌کنند.

کودک همسری، ختنه و حجاب اجباری از دیگر خشونت‌هایی است که علناً از طرف دین بر زنان تحمیل می‌شود. مالکیت زنان را در برابر مهریه و دیگر شروط ازدواج به مردان داده‌اند و اینگونه زن را کالایی در ملک مرد قرار داده‌اند. احادیث و روایت برای بیشتر به بردگی کشاندن زنان به وجود آمده‌اند. تفاسیر دینی و مذهبی باعث مشروع گشتن خشونت، تعجیز و تجاوز حتی به کودکان نیز گشته‌اند. در مواردی یک فتوا می‌تواند زندگی زن و یا زنان را به جهنم تبدیل کند اگر حتی در هیچ حدیث و آیه‌ای نیامده و تنها تفسیر شخصی آیینی باشد. از این‌روست که ادیان مردسالار همیشه یکی از دلایل خشونت علیه زن بوده‌اند. پیروان این آیین جامعه را به خشونت تشویق کرده و زنان را به شیوه‌های مختلف محدود گردانیده‌اند. زمانی که زن خواستار حقوق خود شد  با حیله‌های شرعی این حق را از او ستانده و  گاهی با وعده‌های واهی که به زنان می‌دهند زنان را از هرگونه حق اعتراض محروم داشته و یا حتی در بسیاری موارد نیز مقاومت از سوی زنان را گناه می‌شمارند.