اعتراض به علوم اجتماعی

2021-09-15 تکیه گاه علم

هاسکار قرمزی گل/مجله ی ژنئولوژی

گفتمان ما بر شکلی نوین از دانش تکیه دارد. تمامی قالب های ذهنی ای که تا به امروز فرا گرفته ایم، فرومی پاشند. ما در مورد ژنئولوژی بحث می کنیم.

آیا “علم زن” امکان پذیر است؟ این سئوال را که برخی از ما آشکارا مطرح و برخی نیز مخفیانه از خود می کنند، پرسشی صحیح است. زیرا یگانه راه دریافت و فهم کیهان “پرسش” است. ژنئولوژی در مسیر پیشروی زنان کورد، یک ایستگاه می باشد، البته آخرین نیست. از دیدگاهی، زنان زمانی که سعی در کشف مرزهای خود دارند، سنگ ها، گردوغبار، خار و موانع را پاک کرده و از میان برمی دارند.  و از جنبه ای دیگر نگاه مشکوک به هر آنچه به زنان یاد داده اند، گفته اند و عادت داده اند است. گمان هایی که وجودمان را دربرگرفته، سنگ فرش راهی می شود به سوی حقیقت.

ژنئولوژی مفهومی است معادل آگاهی های زن گونه. از این رو اعتراضی است به هر گونه دانش و آگاهی هایی که موجودیت و هستی زن را انکار کرده و نپذیرفته اند. دانشی است که اشتباهات اسطوره، دین، فلسفه و علومی را که ذهن مرد بر آنها سایه افکنده، انتقاد و بازسازی نموده و هویتی نوین به علوم اجتماعی می بخشد. 

اگر موجودی خود را صرفاً در قیاس و نسبت به وجود دیگری تعریف می کند، مسلماً آنجا یک مسأله هویتی وجود دارد. حال، تعداد بیشماری دانش و حجم وسیع آگاهی هایی که باید مورد واکاوی قرار گرفته و بازسازی و کشف شود وجود دارند. نقطه شروع کجاست؟ بدون افتادن در دام “مطلق”، پاسخ بسیار ارزشمند خواهد بود، البته تعیین یک نقشه راه نیز ضروری است.

قالب های ذهنی و راهکارهای پژوهشی عقل مرد مرزهای بسیار خشنی برای ما کشیده اند. بسیاری از معلوماتی که می توان دسترسی پیدا کرد، با سنبل و رمزهای پدرسالاری بنا شده اند. دانشی که بتواند تنوع و تفاوت جسمی، ذکا و عملیات زنان را نشان دهد، هنوز در انتظار کشف شدن است. زیرا علوم و دانش های موجود، به هیچ وجه متعلق به زن نیست. باید گفت که علم یک طرفه بوده است. این واقعیت نباید ما را مأیوس و ناامید نماید، حتی برعکس این را می توان نقطه شروع و اولین گام به حساب آورد. با مفهوم دهی موجودیت زن، می توان آغاز به کار کرد. نخستین گام اعتراض به کدهای پدرسالاری و فاش سازی تعریف این اربابی و سالاری است. در واقع می توان مبدأ ژنئولوژی را براساس اعتراض هایمان بنا سازیم. ما به رابطه ی بین علوم اجتماعی و مراکز سلطه، اسطوره، پارادایم و راهکارهایی که بکار می بندد، بخصوص طرز نگرش آن به جامعه همانند ابژه ای که می شود مشاهده و بررسی نمود، به راهکار کلی گرایی اش، به رویکردهایی همچون “کارمن، کسب واقعیت است. خوبی و زیبایی ارتباطی به من ندارد.” و گسست از اخلاق و وجدان اش، همچنین دیدگاه اوریانتالیزمی (دیدگاه غرب به شرق) اش و… خلاصه اینکه به تمامی این موارد و بسیار بیشتر از آن اعتراض داریم…

قبل از هر چیز به این تعریف علم اعتراض داریم که به کیهان همچون ابژه ای نگریسته و هر پدیده ای را در کیهان با نظارتی بی طرفانه و آزمایشی سیستماتیک می تواند تعریف کند. در اینجا آنچه که ابژکتیو خوانده می شود، در واقع گسستن پیوند با جامعه است. چرا معیار علمی بودن را از فاصله ای مشخص و تعیین شده نگریستن و هم به مانند ابژه ای نگریستن به جامعه مورد بررسی، در نظر می گیرد؟ عدم حقانیت این اصل را بی رحمی واقعیت به ما نشان می دهد.

طبق علم، می توان هر چیزی را سنجید. حتی در برخی از علوم انسانی نیز، آنچه را که می گویند نباید سنجید نیز، باز می سنجند. با اینکه اینجا می توان پرسید، آیا می توان شور و شوق دل لبریز را، رنجی که گاهی رگ هایمان را می ترکاند، اندازه گیری کرد؟ بعنوان نمونه علم می تواند شدت و حتی مدت یک زلزله را براحتی اندازه گیری کند، ولی با کدام ابزار می تواند درد کسانیکه در این زلزله دوستان و خانواده هایشان را از دست داده اند، بسنجد؟ یعنی وقتی که قابل سنجش نیست، با اینکه بدتر از آن شهر ویران شده، باید نادیده گرفت؟ حال اینکه، پرسش ها و اعتراض ها، دینامیک اصلی ژنئولوژی خواهد بود، ما اعتراض هایمان را ادامه دهیم.

مشاهده گر و مشاهده شونده برهم تأثیرگذار بوده و در راه رسیدن به حقیقت این یک راهکار صحیح است. طبق یک تحقیق در پارک عمومی به پرسش “آشغال هایتان را کجا می اندازید” %۹۴  گفته است “به سطل آشغال”. ولی بسیاری از آنها عملکردی برعکس آن را دارند. و یا وقتی پرسیده می شود “بر همسرتان خشونت اعمال می کنید؟” مردهایی که وقتی عصبانی می شوند، سیلی ای به زنان می زنند، این را خشونت نمی پندارند و می گویند “نه ما به همسرمان خشونت اعمال نمی کنیم.” در واقع مشاهده شونده، می تواند مشاهده کننده را فریب دهد و مشاهده کننده نیز فریب بخورد. بدین رو باید گفت که وقتی رویدادی و یا موردی مورد نظر است، برای رسیدن به موضع و رفتار آن جامعه، آیا نیاز نیست که مدت نظارت و مشاهده طولانی شود؟

در سال ۱۹۹۳ در سودان، عکاس کوین کارتر سعی دارد که عکس جنگ داخلی را به تصویر بکشد. او نتوانست از عذاب وجدانی عکسی که کشیده بود، نجات یابد. لاش خور منتظر مرگ یک دختربچه ای است که از فرط گرسنگی در حال مرگ است و کارتر این تصویر را به جهانیان نشان داد. او مابین یک عکاس ماهر و بی طرف و یا انسان بودن، گیر کرد. پس از یک سال گفت “درد زندگی از شادی هایش گذشت” و به زندگی خویش پایان داد. این بدان معنا نیست که ژنئولوژی از راهکار مشاهده، سود نخواهد برد. ولی زمانی که سعی دارد حقیقت جامعه را نمایان سازد، کدام یک از راهکارهای مشاهده را بکار خواهیم گرفت، باید به درستی تشخیص داد.  در این مورد به مدت زمانی طولانی تر نیاز است. بخصوص ژنئولوژی می تواند با مشارکت در آنچه که مورد تحقیق و تبیین است، بهترین مشاهده گر شود.

ما به تکیه گاه های علم معترض هستیم

علم متکی بر آزمودن، تجربه و تحقیق است. البته اصلی ترین راهکار، آزمودن و مشاهده است. گفته می شود هدف از آزمایش و مشاهده، کشف قوانین طبیعت است. به نظر علوم اجتماعی که از مسیر پوزیتیویسم (اثبات گرایی) خارج نشده، درصورت کشف قوانین طبیعت، راه حل مسائل اجتماعی نیز دریافته خواهد شد. چراکه قوانین طبیعت بر جامعه نیز حکم فرماست. اگر این جستجوی راهکار را صحیح قلمداد کنیم، حتی اگر از نظریه ی “کشف قوانین طبیعت که بر جامعه حکم فرماست، کار اصلی علم است” راه را آغاز کنیم، در مدت زمان کوتاهی با رابطه ی مابین علم و سلطه مواجه خواهیم شد.

آیا در قوانین طبیعت، بی عدالتی کیهانی ای که تعادل اجتماعی را از بین می برد و راه بر بی عدالتی می گشاید، موجود است؟ قوانین کیهان نه بر بی توازنی و ناهمسانی، بلکه متکی بر توازنی است که موجودات متقابلاً کامل کننده ی یکدیگرند و هر گونه ای نیز موجودیت خویش را حفظ می کنند. در حالیکه سلطه گری این واقعیت کیهان را واژگون کرده، عدالت و برابری را بنا به منافع خود شکل داده، اداره کرده، منکر شده، دگرگونه برخورد کرده و تمامی این موارد  را نیز با ماسک علم می پوشاند.

تکامل گرایان مدعی هستد “موجودات زنده برای بقای حیات، با همدیگر در حال رقابت هستند” این تئوری با واقعیت طبیعت که موجودات زنده با همدیگر همکاری، فداکاری و همگرایی می کنند، خنثی می شود. کوچکترین تحقیق نشان می دهد که مبارزه ی زندگی زنده ها مبنی بر همیاری است. کنت والکر که یکی از محققین مشهور فیزیولوژی و علوم طب است، در تحقیقات خود در شرق آفریقا عنوان می کند “در دشت های آهتی گله های گورخر و گوزن ها برای هشداری به یکدیگر در مورد خطر صیاد، در بلندی های آن مناطق نگهبان دارند. همچنین زرافه و فیل ها در کنار یکدیگر زندگی می کنند. فیل با گوش های بزرگ از نیروی شنوایی بسیار بالایی برخوردار است، اما دید ضعیفی دارد. زرافه نیز همچون نگهبانی در قله ی دیدبانی است. از این رو نزدیک شدن به این حیوان ها بدون اینکه دیده شوی، ممکن نیست. همکاری بین گنجشگ ها و کرگدن ها نیز مورد بسیار جالبی است. گنجشک، پارازیت های زیر پوست کرگدن را می خورد. جگوار(پلنگ خالدار آمریکایی) بهنگام اسارت زایش نمی کند.”

همه ی این نمونه ها و بیشتر از آن ثابت می کند نظامی که مبتنی به تجزیه گرایی، دگرگرایی، تک گرایی و هیرارشی است، بناسازی شده است. سلطه گری این راهکار تحقیقی را که طبیعت، زندگی و جامعه عکس آن را بارها به اثبات رسانده است، به زمینه و بستری برای جنسیت گرایی و نژادپرستی تبدیل می کند و این تلاشی بیهوده می باشد.

فاشیزم هیتلر که شرم انسانیت است، آزمایش و تحقیقات علمی انجام می داد. جهت اثبات کردن برتری نژاد آلمان، حتی جمجمه ی سر را اندازه گیری کردند. ۶ میلیون یهودی، مطرب، سوسیالیست، آنارشیست و… به طور کلی ۱۷ میلیون انسان را قتل عام کردند. هاینریش هیملر با پروژه ی لبنسبورن (در معنای تحت‌الفظی “چشمه زندگی”، موسسه‌ای بود که توسط “اس اس” آغاز شد و مورد حمایت دولت آلمان نازی قرار گرفت. هدف این موسسه بالا بردن شمار کودکان “نژاد آریایی” از طریق رابطه خارج از ازدواج افراد طبقه بندی و انتخاب شده به عنوان “نژاد خالص و سالم” براساس نازی نژادی بهداشت و سلامت ایدئولوژی بود) بر دهها هزار کودک لهستانی آزمایش های مرگباری اعمال کرد. با هدف اینکه رنگ موی این کودکان را به زرد ـ طلایی تغییر یابد، آنها را در معرض اشعه ی UV قرار دادند. حال، این وحشت را با کدام قانون کیهان می توان توضیح داد؟ از این لحاظ باید گفت که تنها چیزی که علوم اجتماعی باید از آن دوری کند، سلطه است.

به اشراقگرایی علوم اجتماعی معترض هستیم

علوم اجتماعی که مدعی نگرشی بی طرفانه به جامعه است، برای جمع آوری داده هایش، کشورهای غربی را اساس می گیرد، آیا این بی طرفی است؟ اشراقگرایی بیشتر از آنچه می پنداریم بر جامعه شناسی نفوذ نکرده است؟ می توان چند نمونه برآورد: محققینی که خشونت علیه زنان را در آمریکا تحقیق می کنند، به این نتیجه رسیده اند که قوانین و مجازات می تواند، راه حلی برای جلوگیری از خشونت شود. ولی هنوز آمریکا در رأس کشوری قرار دارد که خشونت علیه زن انجام می گیرد. زنی که از غرب به جهان می نگرد، آیا می تواند همه ی ابعاد خشونت را دریابد؟ % ۹۸ زنان در مصر، %۷۶ در بورکینا فاسو و در یمن نیز %۷۶ زنان با ختنه روبرو می شوند، آیا می توان با کلی گویی این خشونت ها را حل کرد؟ آیا آن محققان آگاهند که بیش از ۱۲۵ میلیون دختر و زن در جهان ختنه شده اند و ۳۰ میلیون دختر نیز در ۱۰ سال آینده با همان برخورد مواجه خواهد شد؟ بدین رو، بازسازی و احیای علوم اجتماعی باید از اینجا شروع شود. یعنی واقعیت زنان و جامعه در میان کلیت حبس و یا به بیانی دیگر محدود نشود. اوریانتالیسم (از غرب به جهان نگریستن) و حتی از آن جا سعی برای رسیدن به قوانین جهانی، در واقع یک اشتباه است. زیرا جهان متشکل از کل دولت ملت ها نیست. کسی که این واقعیت را نداند که زنان، آیین های متنوع، فرهنگ ها و دیگرانی که در اصل بخش مهمی از واقعیت اجتماعی را تشکیل می دهند و حتی نداند که آنها آکتور اصلی جامعه هستند، فقط به بخشی جزئی از حقیقت می رسد نه کل آن. طبق آمار سازمان بین الملل در جهان ۸ هزار زبان وجود دارند که ۴ هزار آن امروز زبان مکالمه هستند، ۳٫۴۰۰ آیین وجود دارند. این ارقام به تنهایی نشان می دهند که با دیدگاهی از غرب قوانین جهانی غیر ممکن هستند.

هدف تنها رسیدن به واقعیت نیست، باید هدف رسیدن به خوبی و زیبایی نیز باشد

کسانی که با علوم اجتماعی سروکار دارند، حوزه ی تخصصی خود را تعیین کرده و به شکلی خشن مرزکشی می کنند، دلیل آن چیست؟ آیا هر یک از رشته های علوم اجتماعی بدون ارتباط ملموس با دیگری، قادر است به واقعیت های اجتماعی دست یابد؟ اما از سال ۱۹۴۵ به بعد عکس آن، بر همه آشکار شد. در پی این تاریخ، فاصله های ایجاد شده تا حدی از بین رفتند. اما هنوز هم تجزیه شدگی کاملاً رفع نشده است. اگر تحقیق و تمرکز به معنی ارزیابی ناملموس و ذهنی از جامعه باشد، سرچشمه مسایل از همین جا آغاز می گردد. یعنی هر محقق علوم اجتماعی خارج از حیطه ی تخصص خود نیز باید در مواردی که مربوط به جامعه است، کاملاً مطلع و آگاه باشد. حتی بیش از آگاهی، ضرورت مسئولیت پذیری محقق امری تعیین کننده است. در واقع آنچه که علمی است، خواه ناخواه به دیوار سلطه برمی خورد. البته اگر هدف علم باشد! ژان پل سارتر در جنگ کشور الجزایر که طی سالهای ۶۲ـ۱۹۵۴ بوقوع پیوست، موضعی را که اتخاذ کرد، قابل تحسین و نمونه ای از یک عالم به مسایل بود. اسماعیل بشیکچی با تحقیقات جامعه شناسانه ی خود، سعی داشت که موجودیت و واقعیت هویت کردها را آشکار کند و بهمین دلیل از سوی دولت فاشیست ترکیه به ۲۰ سال حبس محکوم گشت. به عبارتی دیگر، کسانی که برآنند واقعیات اجتماعی را چاره یابی کنند، خواه ناخواه به دیوارهای سلطه برمی خورند. هنگام زدوخورد اگر غایت، تنها رسیدن به واقعیت نباشد، بکله رسیدن به خوب و زیبا نیز باشد، این معیار اصلی و حقیقی علمی و عالم بودن است. دانشمندان علوم اجتماعی وقتی به جای جامعه، از سلطه جانبداری کنند، در چنین وضعیتی نتیجه ی کار، فاجعه بار می شود. اختراعاتی که بدست این دانشمندان و به شکلی که برای جامعه، سلامتی انسان و طبیعت زیانمند بوده و حتی برای کشتار آنها اختراع شده اند، نمونه ی بارز این رابطه هستند.

نحوه ی ارزیابی زن، کاغذ تورنسل بی طرفی علم است

تنها راه بی طرفی علم آن است که از سلطه و قالب های ذهنی آن دوری گزیند و به جامعه نزدیک شود. اقتصاددان، ژئولوگ، آکادمیسین هایی که در حوزه ی علمی دموگرافیا و علوم سیاسی مشغول هستند، اگر تخریباتی را که نظام سرمایه داری در این حوزه ها بوجود آورده اند، تفسیر و تشریح نکنند، قادر به ادراک حقیقت خواهند بود؟ روان شناس و جامعه شناسانی که موجودیت زن را به مثابه سایه تلقی می کنند، در کجای واقعیت علمی جای می گیرند؟ روان شناسی در این مورد دارای نواقص زیادی است. با دیدگاهی مردسالار و مردمحور روان انسان را واکاوی کرده، زن را نیز با دیدی خارجی و مردانه تعریف کرده است. همچنین یکی دیگر از بازسازیهای که در مورد زن به روشنی بایست انجام داد، علم تاریخ است. زیرا تاریخ، زن را نادیده گرفته است. در کل جامعه شناسی نیز بهمین اندازه، جنسیت گرا است. زمانی که حقیقت زن مورد کاوش باشد، زن مدنظر گرفته شده است که در واقع آن هم با دیدگاهی مردانه است. از راه مرد و یا از دیدگاه مرد، چگونه می توان زن را درک کرد؟ ولی وقتی که حقیقت انسان و جامعه مورد بررسی قرار می گیرد، از راه تحقیقات بر مرد، به کل جامعه می رسند. این به معیاری برای تعریف و توضیح کل جامعه، بدل می شود. ما به این راهکار نیز اعتراض داریم. جامعه از هر دو جنسیت ایجاد شده و برای رسیدن به کل جامعه، به میزانی که مرد، مورد تحقیق است، باید زن نیز مورد کاوش قرار گیرد.

در پایان سخن می گوییم که معیار علمی بودن، بستگی به نحوه ی ارزیابی زن دارد. اگر علوم اجتماعی بتواند به این سطح از دیدگاه برسد، در واقع برای حل مسائل اجتماعی نیز قادر خواهد بود، راه حل ارائه دهد. هنوز در اول راه هستیم. این اعتراض ژنئولوژی را می توان بسان برساخت علوم اجتماعی و رفع اشتباهات آن ارزیابی نمود. زنان، دیگر ناچار نیستند که واقعیت و اجتماعی بودن خویش را از لابه لای سطرها و یا با واژگون خوانی دریابند. زنان به تحقیقات و بررسی هایی نیازمند هستند که مستقیما موجودیت خود را در آن پیدا و هویدا کنند. تعریف زن از طریق مرد، برای توضیح و بیان حقیقت زن کافی نمی باشد، از همین رو، علوم اجتماعی ناقص مانده و کامل نمی شود. اگر علوم اجتماعی این اعتراض های ژنئولوژی را مدنظر بگیرد، این معیاری برای مبارزات اجتماعی خواهد شد. با شکستن ذهنیتی که نظام موجود ایجاد کرده، می توان سلطه گری و نظام سلطه گری مرد را دگرگون و نابود کرد.  ما اعتراض های بیشتر و بیشمارتری خواهیم داشت.

زندگینامه زن

هیپاتیا، بزرگترین فیلسوف زن تاریخ

هیپاتیا، بزرگترین فیلسوف زن تاریخ هیپاتیا زن فیلسوف یونانی باشهرت نوافلاطونی که به عنوان نخستین زن برجسته‌ی ریاضی‌دان و آخرین کتابدار کتابخانه‌ی اسکندریه شناخته می‌شود. او استاد فلسفه و ریاضی…

2018-09-06 تاریخ

سافو، اولین شاعر زن جهان

سافو، اولین شاعر زن جهان   سافو بزرگترین شاعر غنایی جهان باستان در اواخر قرن ششم پیش از میلاد در خانواده‌ای اشرافی در جزیره لسبوس متولد گردید. شعرهای سافو که…

2018-10-06 سافو

زنان چریک (پارتیزان)

زنان چریک (پارتیزان) نتیجه‌ی جنگهای اول ودوم،نابودی پارادیگمای (جهان بینی)مدرنیته کاپیتالیست بود.هرچیزی براساس شدت وخشونت به پیش می‌‌رفت.ریشه‌ی این خشونت رااگرتازمان متولوژی‌بیسیارقدیمی پیگیری کنیم می‌بینیم که به دست مردان به…

2019-03-08 جنگ‌جهانی اول ودوم،

زنان انقلابی

زنان انقلابی »کلارازتکين،ا زبنيانگذاران جنبشرھايی زنان،سياستمداربرجسته حزب سوسيال دموکرات و از چھره ھای مھم و تأثيرگذار جنبش زنان‌آلمان‌است. درپی اعتراضات گسترده زنان کارگر نيويورک در سالھای١٨٥۷و۱۹۰۷کلارا در سال ۱۹۱۰،در دومين…

2019-03-14 8مارس،

سوفراژیت:میلیتانی زن

سوفراژیت:میلیتانی زن درسال ۱۹۰۳ املین پنکهرست،دخترش کریستابل و۴دوست اواتحادیه‌ی سیاسی واجتماعی زنان راپایه‌گذاری نمود.راهکارهای درخواست مطالبات سمت وسوی رادیکالی به خود گرفته بودند.حملات با نارنجک وآتش‌سوزی انجا می‌گرفت .میان پلیس…

2019-04-21 اسب سواری،

آساتا شاگور

آساتا شاکور »آساتا شاکور«، در ١٦ژوئيۀ ١٩٤٧در نيويورک به دنيا آمد. وی از اعضا و فعالان حزب پلنگان سياه بود. در سال ١٩٧٣طی توطئۀ مزورانۀ نيروی سرکوبی، رفيق او توسط…

2019-04-24

مینا قاضی

زن نامدار و مبارز سياسي كورد؛ مينا قاضي در سال ۱۹۰۸در شهر مهاباد ديده به جهان گشوده است.مراحل ترقي را در همان شهر طي كرد. وي با رهبر حزب دموكرات…

2020-03-19 آگاهی زنان،

مستوره اردلان،زني از جنس شعر

ماه شرف خانم اردلان متخلص به مستوره اردلان(،۱۱۸۴ــ ۱۲۲۷هجري خورشيدي) ـ(۱۸۰۵ــ ۱۸۴۸م،) شاعر، نويسنده و از تاریخ‌نگاران شرق كوردستان است. وي در شهر سنندج در خانواده‌ی اهل فرهنگ «قادري» به…

2020-03-22 تاریخ،

من مادرم، ۱۴ سال دارم

لاوین نیسان میدونم برای بیشتر شما مادربودن یک کودک ۱۴ ساله، بسیار عجیب و شاید هم دردناک بیآد. ولی متأسفانه این دیگه، یه استثنا نیست. در وطن من و کشورهای…

2021-09-20 قتل خیالها

فرهنگ و زندگی

بردگان سلطه

زهرا قهرمانی تا به حال نیز با شنیدن واژه ی سلطه، چنین می پنداشتم که هر جایی که سلطه و سلطه گری باشد، آنجا برده…

2021-09-10 آزادی

ژیلا حسینی،شاعری برای شعر

رژان نوری ژیـلا حسـینی در سـی و یکـم شـهریور سـال ۱۳۴۳در شـهر سـقز، در اسـتان کردسـتان به دنیا آمـد. خانواده‌ی او خانواده‌ای آیینـی و عموماً…

2020-03-28 ادبیات

داستان و اسطوره

مقاومت زردشت: پيكار اخلاقي در برابر تمدن

بر گرفته از مانيفست تمدن دموكراتيك نوشته‌ی رهبر عبدالله اوجالان کتاب چهارم:«بحران تمدن در خاورميانه و رهيافت تمدن دموكراتيك» ضمن اينكه هويت اتنيكي زرتشت مسئله‌اي…

2020-12-15 پيكار اخلاقي

دمکراسی ذاتی

بهترین راه دستیابی خلق کورد به آزادی و برابری از تحلیلات رهبر عبدالله اوجالان رابطـه ذهنیـت بـا اراده‌ی سیاسـی بسـتگی بـه انجـام عملیـات دارد. درک…

2020-01-07 تاریخ

جهت یک دفاع ذاتی شکست ناپذیر

زن که دفاع ذاتی و دفاع نامشروعش در هم شکسته و ضعیف گردانده شده، جهت نیرومند کردن و شکست ناپذیرساختن دفاع ذاتی و مشروعش می‌گوییم…

2020-01-03 آزادی

کتاب

کتاب نامه به کودکی که هرگز زاده نشد

کتاب دامه به کودکی که هرگز زاده نشد. نوشته روزنامه نگار  ایتالیایی اوریانا فالاچی برای دانود بر روی لینک زیر کلیک نمایید↓ Nameh be kodaki ke hargez zadeh nashod Nameh be kodaki ke hargez zadeh nashod

2018-11-28 اوریانا فالاچی

افسانه ی گیلگمش

یکی از اولین، قدیمی‌ترین و نامدارترین اثر حماسی ادبیات دوران تمدن باستان است که در منطقهٔ میان‌رودان شکل گرفته‌است… لینک کتاب

افسانه ی گیلگمش